تبلیغات
کاملترین بانک مقالات فارسی آسیب شناسی گفتار و زبان - اختلالات کارکرد زبانی


            اختلالات کارکرد زبانی به مشکلاتی گفته می شودکه در درک مفاهیم زبانی به وجود می آیند. فردی که با این مشکل مواجه است قادر به درک مفاهیم زبانی نیست و نمی تواند آن ها را با واقعیت های جهان خارج ارتباط دهد.بدیهی است که چون لازمه برقراری ارتباط و صحبت کردن،داشتن حافظه و درک مفاهیم از صداها و کلمات گفتاری در قشر مغز است،فقدان این مفاهیم سبب ناتوانی در برقراری ارتباط می شود.چنان که یک ناشنوای مطلق همیشه لال مطلق نیزهست.چون وقتی که فرد صدا ،کلمه ، یا جمله ای را نشنود و مفاهیم زبانی در قشر مغز او جایی نداشته باشد ، هرگز نخواهد توانست آن ها را بیان کند.

1-2- انواع اختلالات کارکرد زبانی
      این دسته از اختلالات به دو نوع عمده و متمایزتقسیم می شوند :
1- اختلالاتی که در سنین رشد گفتار و زبان رخ می دهند و کودک نمی تواند مراحل طبیعی گفتار و زبان را طی کند و در نتیجه مفاهیم زبانی را فرا نمی گیرد.
2- اختلالاتی که در بزرگسالی و بعد از کسب مهارت های گفتار و زبان رخ می دهدو فرد ، گفتار و زبان را از نظر درک و بیان از دست می دهد.
      اینک این دو دسته از اختلالات را به طور جداگانه و تحت دو عنوان "زبان پریشی " و "تاخیر در زبان و گفتار" بررسی می کنیم.
1-2- 1- زبان پریشی  
         زبان پریشی به معنی از دست دادن زبان از نظر درک ،بیان و یا هر دو است.در این اختلال به علل مختلف  ضایعه ای در قسمت های مربوط به گفتار و زبان قشر مغز ایجاد و موجب از بین رفتن توانایی درک ویا بیان گفتار و زبان می شود.برای روشن شدن محل ضایعه ،توضیح مختصری در موردآن بخش از مغز که وظیفه گفتار و زبان را به عهده دارد لازم است.
قشر مغز دو نیمکره دارد که نیمکره راست و نیمکره چپ نامیده می شوند.در بیشتر افراد ، نیمکره چپ مسئول مهارت های زبانی و کلامی ،و نیمکره راست مسئول مهارتهای غیرکلامی است.در هر نیمکره چهار شکنج وجود دارد:1 ) شکنج پیشانی ، که در قسمت جلو قرار دارد و از سه قسمت فوقانی ، میانی ، و تحتانی تشکیل می شود.این شکنج را شیاری به نام شیار مرکزی در عقب از شکنج آهیانه جدا می کند،در بخش تحتانی شکنج پیشانی ، قسمت مربوط به بیان گفتار است که بروکا نامیده می شود.در این قسمت الگوهای مربوط به تولید صذاهای گفتاری قرار دارند و مغز بعد از درک گفتار یا نوشتار ، به این قسمت دستور تولید صداهای خاص را می دهد.الگوی تولید موجود در این منطقه برای تولید صدای خاص به اعصاب مربوطه و در نتیجه به عضلات اندامهای گفتاری منتقل می شود و آن صدا را تولید می کند. برای تولید یک صدا باید هماهنگی های مختلفی بین اعصاب و عضلات مربوطه صورت گیرند،و این منطقه مسئول انجام این هماهنگی هاست، 2 ) پشت شکنج پیشانی ، شکنج آهیانه قرار دارد که به شکنج پس سری و گیجگاهی متصل است .منطقه حرکتی بدن در شکنج پیشانی ، و منطقه حسی بدن در شکنج آهیانه است ، 3 ) در شکنج پس سری ،منطقه مربوط به بینایی و درک بینایی وجود دارد و فرد اطلاعات بینایی را از این منطقه کسب می کند. 4 ) در شکنج گیجگاهی نیز سه قسمت وجود دارد که فوقانی ، میانی ، و تحتانی نامیده می شوند.در قسمت فوقانی شکنج گیجگاهی ،منطقه ورنیکه  قرار دارد که مربوط به درک زبان و مفاهیم زبانی است.صداها در حافظه شنوایی این منطقه ذخیره می شوند و با شنیدن مجدد آن صدا ، به کمک حافظه قبلی موجود از آن صدای معین ، آن را تفسیر و تعبیر می کند.
منطقه دیگری در بین شکنج آهیانه و گیجگاهی وجود دارد که بر آمدگی سوپرامارجینال نامیده می شود و ارتباطی با سایر مناطق ارتباطی دارد.این منطقه در مهارت نوشتن دخیل است.منطقه دیگر در بین برآمدگی سوپرامارجینال و ورنیکه قرار دارد که برآمدگی آنگولارنامیده می شود و با دو منطقه فوق در ارتباط است.قشر اولیه بینایی و مناطق ارتباطی بینایی ،رشته هایی به این برآمدگی می فرستند.این منطقه در توانایی خواندن و نوشتن دخیل است.
 
 1-2-1-1- علل زبان پریشی
        ضایعات مغزی که به نواحی مربوط به گقتار و زبان در مغز وارد و موجب پیدایش زبان پریشی از انواع مختلف می شوند.عللی که سبب ایجاد ضایعه درمغزو از بین رفتن مناطق مربوط به در ک و بیان گفتار و زبان می شوند متعدد و مختلف اند.عمده ترین این علل عبارت اند از :
 1- وقوع صدمه در منطقه زبانی به هنگام تولد: هر گونه ضایعه ای که در حین تولد به مغز وارد شود ممکن است زبان پریشی کودکی ایجاد کند.البته این نوع زبان پریشی نادر است و کودک با وجود هوش طبیعی نمی تواند مهارت های زبانی و کلامی را کسب کند.این کودکان به خاطر کنش صحیح بر روی آزمونهای هوش غیر کلامی ، از کودکان عقب مانده ذهنی متمایز می شوند.
2- بیماریهای عفونی مثل مننژیت و آنسفالیت ، به دلیل تاثیر عفونت بر روی سلولهای مغزی مناطق مربوط به گفتار و زبان را دچار ضایعه می کنند.
3- بیماریهای عروقی مثل بیماری آرترواسکلروز( تصلب شرایین ) ، که اغلب سبب انسداد در عروق مغزی و در نتیجه نرسیدن خون به مغز و ایجاد ضایعه مغزی می شوند.یکی ازمهمترین عوارض این بیماری سکته مغزی است که به دنبال آن زبان پریشی ایجاد می شود.مورد دیگر بیماری عروقی که باعث انسدادعروق می شود بوز آمبولی و ترومبوز در رگ هاست که در این حالت ، خون در جایی از رگ لخته می گردد و در نتیجه جریان خون قطع می شود. وجود لخته های خونی در داخل رگها و یا جداشدن تکه های چربی ،اجسام خارجی ،و حباب هوا و ورودشان به داخل رگها می تواند باعث این انسداد شود. پاره شدن رگ ،مخصوصا شریانهای کاروتید (شاه رگ ها) در اثر بریدگی ،تصادف و غیره سبب نرسیدن خون و اکسیژن به سلولهای مغزی می شود و در نتیجه زبان پریشی به وجود می آید.
4- غده های مغزی (تومور) : غده های مغزی دو نوعند.غده های خوش خیم که خاصیت تهاجمی ندارندو در نتیجه با فشار به مناطق اطراف سبب فشردگی سلولهای مغزی و نرسیدن خون و اکسیژن به آن مناطق می شوند که اگر این فشار به مناطق مربوط به گفتار و زبان وارد شود ، به دنبال آن زبان پریشی ایجاد می شود. این غده ها بعد از جراحی از بین می روند و عمل به موقع آنها جلو زبان پریشی را می گیرد.غده های بدخیم که خاصیت سرطانی دارند، یعنی به صورت تصاعدی تکثیر می شوند به سلولهای اطراف حمله می کنند و سبب کمبود خون و اکسیژن در مناطق اطراف می شوند ، می توانند ضایعه مغزی و در نتیجه زبان پریشی ایجاد کنند.
5- خون ریزی مغزی : خون ریزی درمغز ، به هر علتی که باشد ، سبب ازدست رفتن خون و اکسیژن مورد نیاز در مغز می شود. این مورد بیشتر در مصدومین جنگی و تصادفات مشاهده می شود و در نتیجه ایجاد ضایعه مغزی و زبان پریشی می کند.
6- به علاوه ، ضایعات جنگی از جمله اصابت ترکش و از بین رفتن قسمتی از قشر مغز و غیره ممکن است سبب ایجاد زبان پریشی شود.در طول هشت سال جنگ تحمیلی بیشتر افرادی که دچار ضربه مغزی و صدمات مختلف در ناحیه سر می شدند به زبان پریشی های خفیف تا شدید دچار می شدند.


1- 2- 1- 2- انواع زبان پریشی
زبان پریشی را معمولا براساس محل ضایعه درمغز و عوارض ناشی از آن به انواع زیر تقسیم می کنند- البته باید توجه کرد که انواع زبان پریشی زیر به طور خالص و محض یافت نمی شوند و در در موقع ایجاد ضایعه در یک منطقه از مغز ، مناطق دیگر نیز به نحوی فعالیت طبیعی خود را از دست می دهند ،ولی برای منظم شدن مطالعات در این زمینه ، تقسیم بندی های محض قابل قبول اند:
1- زبان پریشی حرکتی (بیانی) : این نوع از زبان پریشی بر اثر ایجاد ضایعه در منطقه بروکا ، یعنی منطقه مربوط به بیان گفتاردر قسمت تحتانی شکنج پیشانی در قشر مغز ، به وجود می آید.در این حالت هیچ گونه فلجی در لب ها ، زبان یا تارهای صوتی نیست،ولی فرد نمی تواند به طور قابل فهم صحبت کند، زیرا الگوهای تولید صداهای گفتاری از بین رفته اند و فرد برای گفتن یک کلمه به دنبال جایگاه تولید صداها می گردد،مثلا وقتی می خواهد صدای "پ"را تولید کند ، چون الگوی لازم به منظور ایجاد هماهنگی بین عضلات اندامهای گفتاری برای تولید صدای "پ"را از دست داده است ، ممکن است صدای "ت"،"ک"،"خ" و غیرآنها را تکرار کند تا به طور تصادفی صدای "پ"را پیدا کند. در این صورت است که عدم هماهنگی و ناتوانی در تولید کلمه و در نتیجه جمله بیشتر می شود.
      گفتار فرد خیلی کند است و بسیاری از حروف اضافه ،اسامی و افعال حذف می شوند.فرد در بیان بعضی از کلمات دستوری و عبارات مشکل زیادی دارد.این مشکل ممکن است خیلی ضعیف و فقط مربوط به پیدا کردن صداهای خاص باشد،یاممکن است شدت آن به حدی باشد که فرد حتی از بیان اسم خودش ناتوان بماند.این افراددر تقلید صداهای فرد مقابل در جلوی آینه توانایی دارند و می توانند بعد از تلفظ صدا توسط نفر دوم ، صدا را به درستی تولید کنند.این افراد ،اگر در منطقه مربوط به خواندن و نوشتن مشکلی نداشته باشند، می توانند از طریق نوشتن ارتباط برقرار کنند ،ولی در بیشتر موارد چون ارتباط بین این مناطق از بین می رود ،مهارت -های خواندن و نوشتن نیز از بین می روند.
2- زبان پریشی حسی (درکی) : این نوع از زبان پریشی بر اثر ایجاد ضایعه در منطقه ورنیکه یعنی منطقه مربوط به درک زبان در قسمت فوقانی شکنج گیجگاهی در قشر مغز- به وجود می آید.در این حالت صداها شنیده می شوند،ولی کلمات بی معنی به نظر می رسند.گویی کسی برای اولین بار قدم به کشوری با زبانی بیگانه می گذارد،در عین حال که تمام صحبت های آنان را می شنود،زبانشان برایش هیچ مفهومی ندارد.در این جا فرد ، بر خلاف زبان پریشی حرکتی می – تواند به راحتی صداها را تولید و پشت سر هم کلمات را ادا کند، ولی اشتباهات زیادی را مرتکب می شودو گفتار خودش نیز مانند گفتار دیگران برای او بی معنی است.در موارد شدید ، گفتار فرد هیچ مفهومی ندارد و جمله اش از نطر دستور زبان نادرست است و کلمات بی ربط از دهانش بیرون می آورد.به علت ارتباط داخلی این منطقه با برآمدگی آنگولار و مناطق ارتباطی بینایی،اشکالاتی در درک زبان نوشتار و گفتار وجود دارد.این افرادممکن است کلمات یا جملات کلیشه ای مثل "سلام ،صبح بخیر " یا " خداحافظ " را به طور مکرر و در جواب به گفته های مختلف بگویند.بعضی از این افراد کلمات فحش و ناسزا را کلیشه وار و نا آگاهانه در جواب تمام افراد تکرار می کنند.
      فرد ممکن است به نسبت شدت ضایعه و میزان زبان پریشی ،از به یاد آوردن نام افراد و اشیا و شناخت آن ها ناتوان باشد.حتی ممکن است نام نزدیکترین افراد مثل همسر و فرزندان خود را نیز فراموش کند.
 
3- زبان پریشی همه جانبه (مختلط ) : در این نوع زبان پریشی ممکن است دو یا چند قسمت از مناطق زبان و گفتار دچار ضایعه شوند و درنتیجه بیش از یک نوع زبان پریشی ایجاد شود.خصوصیات این نوع زبان پریشی بسته به شدت صدمه در مناطق درکی ،بیانی یا ارتباطی فرق می کند.فردی که زبان پریشی مختلط دارد معمولا هم در درک و هم در بیان دچار اشکال است و تنها راه برقراری ارتباط برای او اشاره کردن است.
 1- 2- 1- 3- زبان پریشی و دو زبانگی

        در افرادی که قبل از زبان پریشی ، توانایی درک و بیان بیش از یک زبان را داشته اند الگوی از دست دادن درک و بیان متفاوت است.در بیشتراین افراد زبان مادری سالم تر از زبان های دیگر باقی می ماند و شاید این نظریه که زبان مادری در مناطق اصلی مربوط به گفتار و زبان و زبان دوم و سوم در مناطق حاشیه ای آن متمرکزند،این مسألهرا توجیه کند.از طرف دیگر، افراد چند زبانه در صورت ابتلا به زبان پریشی بیش از افراد یک زبانه مشکل خواهند داشت.این افراد در موقع صحبت از کلمات و لغات تمام زبان های قبلی استفاده می کنند.مثلا فردی که قبل از ایجاد زبان پریشی به زبان های فارسی ، ترکی و انگلیسی تکلم می کرده است ، بعد از ایجاد ضایعه ،در هر جمله اش کلمات ترکی ،فارسی و انگلیسی به تناوب مشاهده می شوند.همین طور وقتی فرد می خواهد شیی را بنامد ، ممکن است به زبانی که از او سوال می شود نتواند این کار را انجام دهد و مثلا واژه انگلیسی یا ترکی آن شی را به جای واژه فارسی اش به خاطر بیاورد.در مورد میزان توانایی در یکی از زبان های موجود قبل از زبان پریشی ، آزمون ها و مطالعات مختلفی انجام گرفته اند.در کشور ما نیز پژوهشهای تازه ای در مورد دو زبانگی در ربان پریشی شروع شده است؛از جمله هنجارکردن آزمونهای دو زبانگی زبان پریشی به فارسی و ترکی .
 
-4-1-2-1  آفازیای اکتسابی و دیسفازیای مانده
استفاده از اصطلاح آفازیای اکتسابی را می بایست به کودکانی محدود نمود که زبان را به طور طبیعی فرا گرفته اند و سپس به واسطه علت و مشکل آسیب شناختی مغزی خواه به علت بیماری و خواه تصاد ف در کنش زبانی خود دچار آسیب گشته اند . اگر کودک بهبود یابد و فقط نقایصی شناختی و زبانی در او باقی بماند ، باید واژه  "دیسفازیک اکتسابی" استفاده شود . چنین حالتی معمولا زمانی بروز می کند که آسیب وارده به یک نیمکره محدود شود. "هوش کافی " دلالت بر هوش طبیعی یا کنش شناختی طبیعی ندارد. کودکانی که به عقب ماندگی ذهنی خفیف و حتی نیمه شدید مبتلایند نیز درک و فهم زبان محیط خود را یاد می گیرند . در مجموع ، کودکان عقب مانده ذهنی بیش از کودکان طبیعی با تاخیر زبانی روبرو هستند و گفتارشان نیز بیش از کودکان عادی دارای نقص در تولید ،صوت و ناروانی است. هر چند عمده ترین نقص این کودکان در کمی و ناکافی بودن حخم ذخیره واژگانی آنهاست.،این گروه در فهم معانی انتزاعی نیز مشکل دارند. اما بنابر گفته بنتون (1978) "شواهدی موجوا است که نشان می دهند بسیاری از افراد عقب مانده ذهنی در رشد کنش زبان شناختی خود ، نوعی آسیب تلفظی دارند که نمی توان آن را به حساب پایین بودن سن عقلی آنها گذارد. چنین کودکانی را معمولا دیسفازیک – عقب مانده –محسوب می کنند. کودکانی که در مکانیزم دهانی شان " ناهنجاریهای ساختمانی" دارند نیز از احتمال آسیب مغزی یا تفاوت مغزی که ممکن است آنها را آفازیک سازد ، مصون نیستند ؛مع ذلک این نوع ناهنجاریها – از جمله شکاف لب و شکاف کام یا ساختمان ناقص – بیش از آنکه بر درک کلام اثر بگذارد بر قابل فهم بودن گفتار تاثیر دارند. البته مدرکی دال بر وجود مشکلات عاطفی یا گرفتاریهای مشابه در کودکان آفازیک باشد در اختیار نیست اما این کودکان تا زمان فراگیری زبان به مادر و دیگر اعضای خانواده خود وابسته هستند. بنابراین به احتمال زیاد ، بروز مشکل عاطفی در چنین بچه هایی نوعی واکنش نسبت به شکست آنها در درک و ساخت زبان است ؛ نه اینکه آنها فی نفسه و به خاطر شرایط خود به مشکلات عاطفی گرفتار باشند . از سویی دیگر ، به دلایل متعدد باید "میان شنیدن" و" گوش کردن "تفاوت قایل شد. بعضی از کودکان آفازیک در دامنه گفتاری ، در حدود 25-15 دسیبل نقص شنوایی دارند.چنین نقایصی را معمولا خفیف می نامند و به ندرت نیز موجب بروز مشکلی در امر فراگیری زبان کودکان مبتلا به می گردند.مع ذلک در میان کودکان آفازیک ،این نقص موجب می شود که مشکلات آنها در پردازش زبانی ، شامل گوش کردن و رمز گشایی آنچه که می شنوند ، در هم آمیزد و مضاعف شود.از نظر من ، آسیب اولیه در کودکان آفازیک رشدی ، نقص در پردازش شنوایی مرکزی است.در نتیجه این آسیب را باید یک اختلال شنوایی مرکزی دانست که موجب به وجود آمدن "نقایصی در توانایی ادراک صداها ، گفتار ،تحلیل ، رمز پیامهای گفتاری ،آوایی ساختن آنها و نیز برای ارزیابی و استفاده از اطلاعات متن گفتار می گردد"( آیماس ،1979 ).
گاهی به نطر می رسد کودکان آفازیک ناشنوا نیز باشند؛زیرا به حرف دیگران گوش نمی دهند و گویی این صداها را مجموعه ای از اصوات بی معنی و غیرقابل درک می یابند. گاهی این وضع را تعمیم نیز می دهند و نه تنها به صداهای انسانی ، بلکه نسبت به صداهای پیرامون خود ( شامل صدای حیوانات و صداهای مکانیکی و غیره ) نیز گوش نمی کنند که این حالت را شاید عکس العمل و واکنشی نسبت به نحوه برخورد والدینی دانست که نمی خواهند بفهمند چگونه ممکن است کودکی علی رغم داشتن توانایی شنیدن و درک صداهایی که در اطراف خود می شنود، به حرفهای آنها پاسخی نمی دهد.در این میان تنها گروه اندکی از این کودکان می توانند حرف زدن را بیاموزند مگر اینکه والدین یا افرادی که نسبت به نحوه برخورد با آنها و نتیجه و کیفیت مراقبت از این کودکان نگران هستند با آنها صحبت کنند و حرف بزنند. البته محبت به کودک از اهمیت زیادی برخوردار است و بسیار مفید واقع می شود ، اما صرف قرار گرفتن در جریان زبان و مواجهه با آن نمی تواند برای زبان آموزی نوزادان کافی انگاشته شود . "مادران ( و نیز پدران ...) میزان دشواری ، پیچیدگی و طول گفته های خود را با توجه به توانایی کودکان – شان کاهش می دهند و اصطلاحا جملات را می شکنند . لذا حرفهای مادری که کودک یکی دو ساله ای دارد عبارت است از جملاتی ساده ، کوتاه و در عین حال ، از لحاظ دستور زبانی صحیح ، که به وقایع و اشیا ملموس و عینی مربوط می شود. در این حرفها کمتر به زمان گذشته اشاره می شود و از آینده نیز تقریبا حرفی در میان نیست.فشار و آهنگ هر یک از جملات و کلمات به گونه ای کاملا واضح و آشکار بیان می شوند و گوینده جملات گهگاه از مکثها و وقفه های لازم و به موقع استفاده می کند" ( دو ویلرز، 1979،ص99 ).
بنابراین چنین سبک گفتاری و کاربرد ساختارهای زبانی موجب می شود که کودک معنی حرفها را بفهمد و در مجموعه ای از عبارات غیر قابل فهم غوطه ور نشود .شاید بتوان شرایط کودک را با مسافری که در یک کشور خارجی قرار گرفته ، مقایسه نمود . چنین شخصی در واقع با زبانی مواجه شده که هیچ گاه آنرا نشنیده است. حال اگر کودکی علی رغم رفتار گفتاری متناسب اطرافیان خود و وجود کیفیت متناسب بدنی و عاطفی والدین و علی رغم فقدان نقص شنوایی یا عقب ماندگی ، در فراگیری زبان شکست بخورد، قطعا باید به دنبال عللی بود که موجب بروز این مشکل شده اند.
 
 -5- 1- 2- 1 یافته های عصب شناختی در آفازیای رشدی
 1- 2- 1- 6- تفاوت مغزی در مقابل آسیب مغزی
گشویند،( 1979 ،ص148 ) بر اساس تجربیات و یافته های خود می گوید " اگرچه خیلی از مغزها هیچ گونه آسیبی را به معنای معمول و رایج آن نشان نمی دهند ، مع ذلک هنوز هم ممکن است از حد طبیعی و هنجار منحرف باشند. لذا میزان رشد این مغزها ، خواه به صورت کلی و خواه جزیی و صرفا در مناطقی خاص ، با مغزهای طبیعی متفاوت است. چنانچه این تفاوت و انحراف از معیارها در آن مناطقی از مغز باشند که کار پردازش زبان - اعم از تولید و فهم کلامی -  را به عهده دارند ؛با تاخیر شدید در گفتار کودکان مواجه خواهیم شد و چنین بچه هایی را آفازیک یا دیسفازیک می نامند.البته جز آن گروه از این کودکانی که تاخیر شدید زبانی دارند، بقیه کودکان آفازیک "شدید" و" روشن" در مورد اینکه به دستگاه اعصاب مرکزی شان آسیبی وارد شده باشد ، نشان نمی دهند. منظور من از علایم شدید وجود علایم و نقایصی عمده ای نظیر ناتواناییهای حرکتی و کارکرد نامطلوب اندامهای حسی و تاخیر در ادراک و دیرفهمی و همچنین تاخیر در حرکت است. در واقع رفتار و شرایط این افراد در حدود یک سوم موارد نشان می دهند که آفازیک هستند و در سایر موارد نیز شواهد بسیاری دال بر   " بدکارکردی خفیف مغزی"دیده می شود. این علایم مواردی از تاخیر در برتری جانبی ، دیر به راه افتادن ،دست و پا چلفتی بودن ، مشکلات مربوط به توجه و تمرکز و نیز بی نظمیهای ادراکی – حرکتی را شامل می شوند. اما بعضی از کودکان آفازیک ، جز آنهایی که در فهم و تولید زبان تاخیر شدید دارند ، هیچ نوع علامتی – جواه عصب شناختی قطعی و حاد و خواه خفیف – بروز نمی دهند . و به خر صورت همان گونه که فری( 1981) نیز متذکر شده :  " انحراف یا تاخیر در رشد زبان ، به خاطر اختلال در کنش مغز است...آسیب یا تاخیر زبان و گفتار صرفا می توانند علامت آسیب عصب شناختی به شمار آیند و در واقع بازتابی از موضع یابی کنشی که طی آن آسیب وارده فقط به یک منطقه از مغز محدود می گردد و دیگر مناطق و یا نواحی مغز کاملا فعال باقی می مانند ، باشد. بنابراین اگر چه این احتمال وجود دارد که کودک مبتلا به تاخیر در رشد گفتاردر آزمایشها و معاینات اولیه عصبی خود کاملا طبیعی و سالم به نظر برسد اما نباید از نظر دور داشت که ممکن است تاخیر او به علت یک مشکل عصب شناختی باشد( ص 5و6 ) ".
 
1- 2- 1- 7- آپراکسیا و دیسپراکسیای تولیدی
درصد کمی از کودکانی که به آفازیای رشدی مبتلا هستند و ضمنا در درک زبان پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته  اند ممکن است همچنان به مشکلات تولید زبان شفاهی دچار باشند. در واقع گاهی این گروه به جای آفازیا به دیسپراکسیا ی ( تولیدی ) شفاهی مبتلا هستند . احتمال دارد که این آسیب مادرزادی باشد و به عنوان مشکل الحاقی همواره با فرد همراه باشد. گاهی نیز، دیسپراکسیا و بیشتر آپراکسیای شدید را می توان یک آسیب ناپیوسته دانست که با آفازیای بیانی اشتباه می شود. دیسپراکسیاهای شفاهی مادرزادی عبارتند از آسیبهایی در توانایی ساخت حرکات ارادی ماهیچه های گلو و حنجره ، زبان ، لبها ، کام و گونه ها که برای توالی گفتار لازم است. آپراکسیای شفاهی نیز نشانه ای بر وجود آسیب شدید محسوب می شوند و اگر درک و فهم گفتار ( زبان شفاهی ) از ابتدا آسیب ندیده باشد ، کودک از قابلیت خوبی برای درونداد و رمزگردانی زبان برخوردار خواهد بود.اما در مکانیزم تولید آن یعنی تولید و بیان همان چیزهایی که در فهم آنها مشکلی نداشته ، مشکل خواهد داشت . بنابراین اگر کودکی را بیابیم که رفته رفته ارتباط زبان شناختی خود را کاهش داده ، یا به خاطر عدم امکان تقابل ارتباط طبیعی از کاربرد آن اجتناب کند با نکته چندان عجیبی برخورد ننموده ایم .لذا تمایز میان آسیبهای آفازیک مادرزادی که موجب بروز مشکل اولیه در رمزگشایی زبان می گردند و آسیبهای ( مولد ) حرکتی که ممکن است با آفازیا همرا باشند یا خود نوعی ناتوانی خاص به حساب می آیند اهمیت بسیار دارند.
 
1- 2- 1- 8- آفازیای اکتسابی کودکی
عوامل و علل متعددی می توانند به میزان آسیب دیدگی کودک مربوط باشند، از جمله :
1- منطقه و مقدار ضایعه مغز : آفازیای اکتسابی در کودکان غالبا با آسیب مغزی دو طرفه همراه خواهد بود. آسیبهای آفازیک در کودکان با ضایعه در سمت راست بیشتر از بزرگسالان است. با این حال خطر آن ، صرفنظر از سن ، از خطر آفازیای ناشی از آسیب در سمت چپ کمتر است ( ساتز بولارد – بیتز، 1981، ص 10 ).
2- حد زبان هنگام شروع درگیری : این مساله با توجه به سن شروع آسیب از کودکی به کودک دیگر متفاوت است اما تغییرپذیری زبانی در کودکان3 ساله بیشتر از کودکان  10 تا 11 است. در واقع آنچه که ممکن است برای یک کودک 10 ساله بهبود محسوب شود ، برای یک کودک 3 ساله می تواند فراگیری زبان اولیه باشد.
3- " هوش ، جنس ، انگیزه و تحریک " اینها مواردی هستند که می توانند برای بهبود و تغییرپذیری در مراحل اولیه به حساب آیند .
  علل
علت بروز آفازیا در کودکان بیش از هر چیز مربوط به صدماتی است که به آنها وارد می آید ؛ در حالی که در بزرگسالان برخلاف کودکان ، عمده ترین علت آفازیا را باید در آسیب ها و مشکلات وریدی آنها جستجو کرد ، و به هر حال ضایعات رگها در کودکان بسیار کمتر از بزرگسالان اتفاق می افتد . علاوه بر این غده ها را باید از بعیدترین علل بروز آسیبهای مغزی در کودکان به شمار آورد.
 1-2- 2- تاخیر در گفتار و زبان
       کودکان در سنین اولیه ،مراحل طبیعی رشد گفتار و زبان را طی می کنند.این مراحل از همان روز تولد کودک و با اولین گریه او شروع می شود.در واقع اولین گریه کودک تمرینی برای صداسازی است.کودک در حدود دو هفتگی شروع به صداسازی تکراری می کند، مثلا ،  " پا پا پا " و " با با با " .این مرحله قانقون نامیده می شود.که در آن صداسازی کودک رفلکسی است و او از این صداسازی لذت می برد.این مرحله تا شش ماهگی طول می کشدو بعد از این مرحله ، کودک با شنیدن صدای خود شروع به صداسازی و تمرین صداهای گفتاری می کند.این مرحله دیگر رفلکسی نیست و کودک باید صدای خودش را بشنود.به همین جهت کودکان ناشنوا چون صدای خودشان را نمی شنوند ، از این مرحله به بعد ساکت می شوند.این مرحله قانقون آهنگین نام دارد. بعد از این مرحله ، که تا نه ماهگی طول می کشد ، مرحله تکرار طوطی وار شروع می شود که کودک صداهای اطرافیان را تکرار می کند بدون اینکه معنی آنها را درک کند. این مرحله تا 11-12 ماهگی طول می کشد . در 12 ماهگی ، کودک اولین کلمه بامعنی را می گوید ، البته قبل از این سن کلمات زیادی را تکرار می کند ، ولی همانطورکه گفته شد این کلمات معنی ندارند و به مصداق خارجی شان اطلاق نمی شوند . بعد از این سن ، تا حدود 18 ماهگی ، یک مرحله سکوت پیش می آید و کودک بیشتر به فراگیری مفاهیم زبانی می پردازد.در دو سالگی معمولا کودک می تواند جملات دو کلمه ای بگوید ، که صحبت تلگرافی نامیده می شوند . قبل از این سن نیز کودک از کلمه با معنی به جای جمله استفاده می کند.یعنی وقتی که کلمه " آب " را می گوید ، منظورش این است که " مامان به من آب بده " در حدود سه سالگی کودک جمله سه کلمه ای می سازد . بعد از این سن ، رشد گفتار از نظر ساخت جمله و دستور زبان پیشرفت می کند و بین 4 تا 5 سالگی کودک مثل بزرگسالان از زبان استفاده می کند . نژاد ، جنس و جغرافیای خاص در این مراحل رشد تاثیری ندارند و رشد طبیعی گفتار و زبان در کودکان سراسر جهان یکسان است .
        حال اگر کودک نتواند این مراحل را به طور طبیعی طی کند و از کودکان همسال خود در فراگیری زبان عقب بماند ، می گوییم دچار تاخیر در گفتار و زبان شده است. مثلا یک کودک سه ساله قاعدتا باید بتواند جملات سه کلمه ای بگوید .اگر گفتار این کودک هنوز در سطح جملات تک کلمه ای باشد ،تاخیر در گفتار و زبان دارد . کودک قبل از آموختن گفتار باید بارها مفاهیم زبانی را بشنود تا آنها را یاد بگیرد و با شکل گیری مفاهیم زبانی در ذهن شروع به صحبت کند .هر گاه به علت های گوناگون ،کودک از دریافت این مفاهیم زبانی ناتوان شد ، در گفتار خود دچار تاخیر می شود. در واقع درک زبان بر گفتار مقدم است و گفتار یکی از نمونه - های عینی زبان است ، که این خود امری ذهنی است . زبان به غیر از گفتار نمودهای دیگری مثل نوشتار ، نقاشی ، موسیقی و غیره دارد.
 
1- 2- 2- 1- علل تاخیر در گفتار زبان
        عوامل  تاخیر در گفتار و زبان عبارتند از : 1) عوامل ذهنی ، مثل نارسایی ذهنی و فراخنای حافظه شنیداری کوتاه؛ 2) عضوی و فیزیولوژیکی ، مثل اختلالات عصبی – حرکتی، ناشنوایی و بلوغ کند؛ 3) بیماریهای مزمن و روان شناختی مثل تحریک و انگیزش ناکافی یا نامناسب برای گفتار؛ 4) و تاثیرات محیطی خاص. ممکن است یک یا ترکیبی از این عوامل در بروز تاخیر دخالت داشته باشند .مهمترین این عوامل در زیر توضیح داده می شوند :
1- اختلالات عضوی : نقص در دستگاه اعصاب مرکزی به علل مادرزادی یا اکتسابی  یا بر اثر ایجاد ضایعه در دستگاه اعصاب مرکزی،قبل یا هنگام ، یا بعد از تولد ممکن است تاخیر در گفتار و زبان ایجاد کند .
2- نارسای ذهنی و فراخنای حافظه شنیداری کوتاه :کودکانی که از نظر یهره هوشی از حد طبیعی پایین ترند معمولا در کسب مهارتهای گفتاری و زبان تاخیر دارند ، زیرا نمی توانند مفاهیم زبانی  را مثل کودکان همسال خود یاد بگیرند و به خاطر فراخنای حافظه شنیداری کوتاهی که دارند ، شنیده های خود را زود فراموش می کنند . کودکان عقب مانده ذهنی نمونه ای از این کودکان اند.
3- ناشنوایی : ناشنوایی عامل مهمی در ایجاد تاخیر در گفتارو زبان است. وقتی کودک نتواند گفتار را از محیط اطراف خود بشنود ،قادر به تکلم نیز نخواهد بود.معمولا همه کودکان ناشنوا در گفتار و زبان تاخیر دارند ،و اگر ناشنوایی کامل باشد فرد اصولا زبان باز نمی کند ولال می  شود.
4- بلوغ کند و بیماریهای مزمن : وجود بیماریهای دایمی درکودک می تواند سبب کندی در رشد او بشود ، زیرا کودک مراحل رشد گفتار و زبان را طی مدت زمان خاصی می گذراند.حال اگر کودکی دایما بیمار و از نظر رشد حرکتی کندتر از کودکان دیگر باشد و یا معلولیت شدید جسمی داشته باشد ، از نظر گفتار و زبان نیز دچار تاثیر خواهد شد .
5- عوامل روان شناختی : فقدان تحریک و انگیزش کافی یا مناسب در محیط زندگی کودک می تواند سبب تاخیر در گفتار و زبان  او شود . مثلا وقتی محیط زند گی کودک خیلی ساکت باشد  و او در طول روز والدین خود را نبیند و خواهر و برادری نیز نداشته باشد که با آنها صحبت کند و یا محیط خانه همیشه متشنج باشد ، کودک انگیزه کافی یا مناسبی برای کسب مهارت های  گفتار و زبان نخواهد  داشت.
6- عوامل طبیعی : عواملی مثل وجود دو زبانگی در محیط کودک می تواند در گفتار و زبان او تاخیر ایجاد کند . کودکی که همزمان با سنین رشد گفتار در معرض فراگیری دو زبان قرارگیرد نمی تواند مفاهیم هیچ یک ازآن دو زبان را کاملا در ذهن خود تثبیت کند و در نتیجه هیچ کدام از آنها را به طور کامل یاد نمی گیرد ؛ مثلا کودکی که در خانه اش به زبان ترکی و در محیط بیرون – همبازی ها یش – به فارسی صحبت می کنند احتمال زیادی دارد که دچار تاخیر در گفتار شود.
   فهرست منابع
 

1) پورقریب، جمشید ، آفازی در بزرگسالان و کودکان،1363،تهران، دانشکده علوم توانبخشی .
2) دهقانی هشتجین ،یاور . اختلال زبان و گقتار ،1370،تهران، راد.
3 ) دهقانی هشتجین ، یاور. اختلالات گویایی ، 1367، تهران،دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران .
   

 1) American Psychiatric Association. (1980 ) Diagnostic and statistical manual of mental disorders ( 3rd ed.) .Washington,DC.

2 ) Benton , A. ( 1978 ) . The cognitive functioning of children with developmental dysphasia.In M . Wyke (Ed.), Developmental dysphasia . New York : Academic Press.
3) Damasio ,A. ( 1981 ) . The nature of aphasia: signs and syndromes .In M.T . Sarno (Ed.) , Acquired aphasia .New York :Academic Press.

   


نظرات()

بانک مقالات آسیب شناسی گفتار و زبان

رسول علیدوستی - مرکز آموزش عالی علوم پزشکی وارستگان