تبلیغات
کاملترین بانک مقالات فارسی آسیب شناسی گفتار و زبان - نظریات لینگوییستیک زبان

چکیده

زبان فرآیند پیچیده ای است که امکان ارتباط انسان با دیگر هم نوعان او را فراهم می کند . اما این که انسان چگونه آن را فرا می گیرد به گونه های متفاوتی تبیین می شود که ما در این مقاله مهمترین نظریه هایی که زبان آموزی را تبیین می کنند توضیح خواهیم داد . این نظریه ها عبارتند از : نظریه های رفتاری ، نظریه های فطری نگر یا نهاد گرایی ، نظریه های شناختی و نظریه های اجتماعی . در ضمن به معنای تلویحی هر کدام از این نظریه ها در تعلیم و تربیت اشاره شده است.

 

نظریه ی رفتارگرایان

طبق تبین رفتار گرایان تمامی یادگیری های انسان از جمله یادگیری زبان از طریق اصول شرطی شدن فراگرفته می شود. به نظر اسکینر برای یادگیریی زبان به هیچ مکانیسم پیچیده ی ذاتی یا ذهنی احتیاجی نیست و تنها شرط لازم برای توجیه یادگیری زبان ، مشاهده ی منظم رویدادهای جهان خارج است که کودک را وادار به ادای صداهایی می کند. اسکینر معتقد است که گفتن و شنیدن ، پاسخ هایی هستند که مانند هر پاسخ دیگر ، متأثر از تقویت هستند . بنابراین ، هرگونه بیانی ، اگر تقویت بشود یاد گرفته میشود.

 

تبیین های رفتاری اکتساب زبان بر پایه ی اصول یادگیری سرمشق گیری ، تقلید و تقویت قرار دارد. تلویحات این نظریه برای تدریس زبان این است که رفتار زبانی کودک با استفاده از رویدادهای محرک و تقویت در محیط پیشرفت می کند و شکل می گیرد . شرکت فعالانه بزرگسالان و دیگر اعضای خانواده در ارائه ی الگوها و تقویت برای کمک به کودک در یادگیری زبان ضروری است.هنگامی که بچه صداهایی را از خود در می آورد ، والدین صداهایی را که بیشتر به کلمات شباهت دارند با لبخند ، بغل کردن و صحبت کردن متقابل تقویت می کنند . اگر چه تقلید و تقویت می توانند به رشد اولیه ی زبان کمک کنند ، ولی بهتر است آن ها را حمایت کننده ی زبان و نه توجیه کننده ی کامل آن در نظر بگیریم .

نارساییهای رویکرد رفتار گرایی

رویکرد رفتارگرایی یادگیری انسان از جمله یادگیری زبان را بر اساس تقویت و تقلید تبیین می کند در حالی که کودکان خردسال ممکن است عباراتی را بر زبان بیاورند که برای آن تقویت نشده اند و یا آن عبارت را از دیگران تقلید نکرده اند.

بسیاری از گفتارهایی که کودک تولید می کند ، از احساسات آن سرچشمه می گیرد که ممکن است آن ها را قبلاً نشنیده باشد. به علاوه ، در دنیای طبیعی کودک ،کنترل گفتار کودک به وسیله ی تقویت و تنبیه غیر ممکن است و والدین در ابتدای زبان آموزی کودک بدون توجه به درست بودن گفته های کودک به او پاداش می دهند ، در حالی که پس از گذراندن دوره ی زبان آموزی ، گفته های درست تولید می کنند .

ایراد دیگری که به نظریه ی رفتار گرایی گرفته می شود این است که تقلید نیز نمی تواند به تنهایی توجیه کننده ی زبان آموزی کودک باشد. در بسیاری از موارد کودکان تعمیمهای نادرست را در به کار بستن یک قاعده ی زبانی به کار می برند ،مانند نمونه های((پزیدم ))،((نویسیدم )) ، ((خوشحالانه )). اگر کودکان زبان را از راه تقلید یاد می گرفتند ، باید صورتهای دقیقاً مشابه  واژه های افراد بزرگسال تولید می کردند . بنابراین ، چنین نوآوریهایی را از جانب کودک نمی توان ناشی از تقلید دانست  ، بلکه باید آن ها را نشانه هایی از تولید های قاعده مند به شمار آورد. اگر چه تقلید در یادگیری بخش هایی از زبان کاملاً مؤثر است و کودکان تلفظ بسیاری از کلمه ها را از راه تقلید یاد می گیرند.

سرانجام ، این که آنگونه که رفتار گرایان پیش بینی می کنند ، باید تفاوتهای فردی در گستره ای وسیع در گفتار کودکان ظاهر شود ، زیرا هر کودکی تاریخ یادگیری خاص و بی مانندی دارد ؛ اما در می یابیم که چنین نیست و همه ی کودکان سیر مراحل طبیعی زبان آموزی را به ترتیب طی می کنند و ابتدا قان و قون می کنند ، سپس کلمه را یاد می گیرند و سپس جمله های یک کلمه ای  ، دو کلمه ای ، جمله ی معلوم و جمله ی مجهول را به ترتیب یاد می گیرند.

نظریه نهاد گرایی

طرفداران این رویکرد به ذاتی بودن زبان معتقد هستند. به نظر آن ها کودکان از نظر زیست شناختی مستعد و آماده یادگیری و کاربرد زبان هستند و نیازی به آموزش برای یادگیری زبان ندارند . آن ها برای اثبات نظریه خود دلایلی را ذکر می کنند که ناعمی در کتاب روانشناسی آموزش مهارتهای ارتباط و زبان آن ها را به پنج دسته تقسیم می کند :

1- وجود ساختار های مشترک در تمام زبانها . مثل آواها (صامتها و مصوت ها ) ، قواعد (فاعل ، مفعول ، صفت ، موصوف ).

2- دوره ی حساس برای یادگیری زبان . یادگیری زبان در دوره ی خاص صورت می گیرد و بعد از آن غیر ممکن یا دشوار می شود .

3- وجود نظم همگانی در مراحل رشد زبان . کودکان در تمام نقاط ، مراحل رشد زبان را یکسان و به ترتیب طی می کنند . مثلاً همه ابتدا گفتار یک کلمه ای دارند و سپس گفتار دو کلمه ای و جمله سازی را آغاز می کنند .

4- تفاوت ارتباط در انسان و حیوان . ادعا بر این است که قدرت زبانی خاص انسان است و حیوان از آن بهره ای ندارد. حیوانات دارای ارتباط هستند ولی ارتباط آن ها ساده و محدود است و رشد آن ها بیشتر از دو سال رشد انسانی نخواهد بود.

5- وجود مناطق تکلم در مغز انسان . تحقیقات نشان داده است که در نیمکره ی چپ مغز انسان ، دو منطقه ی ویژه به نام بروکا و ورنیکه  وجود دارد  که اولی مربوط به تولید گفتار و دومی برای فهم گفتار است . آسیب دیدگی این قسمت ها می تواند به تناسب در تولید و فهم گفتار مشکل ایجاد کند.


نظریه ی چامسکی

نوآم چامسکی زبان شناس آمریکایی معاصر ، بر عوامل تعیین کننده ی فطری و زیست شناختی زبان تأکید می کند و معتقد است که کودک انسان توانایی زبانی  ارثی خاصی را به عنوان بخشی از ذهن خود داراست که دسته ی ویژه ی دستور زبان های طبیعی از جمله زبان محیط او را مشخص می سازد و از این راه به او امکان می دهد که زبان فرا گیرد. چامسکی مکانیسم مغزی زیستی یادگیری زبان را ((دستگاه فراگیری زبان )) می نامد و معتقد است که کودک توانایی تولید گفتارهایی را دارد که آنها را قبلاً نشنیده است. او می تواند جمله هایی تولید کند که از لحاظ دستوری درست باشد .

از نظر چامسکی ، ذاتی بودن زبان از آن جا ناشی می شود که روند تولید صدا در همه ی کودکان یکسان است و ترتیب خاصی را طی می کنند ، مثلاً ابتدا  قان و قون می کنند ، در یک سالگی اولین کلمات را یاد می گیرند ، در انتهای دو سالگی جملات تلگرافی را به کار می برند و در 4 تا 5 سالگی بر غالب نکات و قواعد دستوری تسلط می یابند. به نظر چامسکی ، زبان دارای دو نوع ساختمان است ، یکی (( رو ساخت )) و دیگری ((ژرف ساخت )). معنا و مفهوم عمیق هر جمله را ژرف ساخت و ساختار ظاهری آن را رو ساخت می نامند .

 او معتقد است که اگر چه  ممکن است زبانها در ساختار ظاهری یا رو ساخت تفاوت داشته باشند اما در ساختها و ترکیب های عمیق و مهم (ژرف ساخت ) با هم مشترک هستند. در جمله های هر زبانی ممکن است یک رو ساخت و چند ژرف ساخت و یا بر عکس ، یک ژرف ساخت و چند رو ساخت وجود داشته باشد.

انتقاد های نظریه ی نهاد گرایی

یکی از منتقدان نظریه ی نهاد گرایی یاد گیری زبان پیاژه است که ذاتی بودن فراگیری زبان را رد می کند و هوش ناشی از ادراکهای حسی ابتدایی در دوره ی رشد شناختی حسی – حرکتی را برای تشکیل و استواری هسته ی همگانی زبان کافی می داند.

به نظر پیاژه هیچ گونه تضاد روشن و کاملی به طور صریح میان آنچه ذاتی و آنچه اکتسابی تصورمی شود ، وجود ندارد و رفتار شناختی بخشی از آن ذاتی است و بخش دیگر آن از راه خود تنظیمی و به شکل قطعه قطعه بنا می شود . به نظر وی ذاتی بودن زبان مهم نیست ، بلکه مسأله ی واقعی چگونگی روند تشکیل هسته ی همگانی زبان است و این که روشن شود که شیوه ی زیستی تشکیل آن چگونه بوده است.


رویکرد زیستی

این رویکرد یک دوره ی خاص را برای اکتساب زبان مهم می داند که از هجده ماهگی تا بلوغ است . در طول مدت این دوره ، فراگیری زبان به طور طبیعی انجام خواهد گرفت و خارج از این دوره یاد گیری زبان مشکل خواهد بود. دوره ی حساس رشد وقتی به وضوح نمایان می شود که، یادگیری واج های تازه و ترکیب آن ها مطرح است . کودکان قبل از رسیدن به یک سالگی قادرند واج های تمامی زبان ها را تشخیص دهند اما بعد از یک سالگی این توانایی را از دست می دهند . برای یاد گیری زبان دوم و یادگیری نحو هم دوره های حساس وجود دارد.

رویکرد شناختی

طرفداران این رویکرد، یادگیری زبان را ناشی از توانایی های شناختی کودک ، خلاقیت و علاقه ی او به درک و فهم معانی و بیان آن ها همراه با اطلاعاتی که از تعامل با دیگران کسب می کند ، میداند . بنابراین تفکر و تجربه در این رویکرد اساس زبان آموزی کودک خواهد بود .

رویکرد شناختی برونر

 به نظر برونر ، کودک برای یادگیری زبان دو نیرو لازم دارد : یکی از آن ها توانایی فراگیری زبان به صورت ذاتی است که از درون کودک را بر می انگیزد تا زبان را یاد بگیرد و دیگری نیرویی است که از ناحیه ی محیط وارد می شود و انگیزه ی لازم را به کودک برای یاد گیری زبان می دهد که همان تعامل فرد با دیگران است .

برونر الگوی حمایتی فراگیری زبان  را برای زبان آموزی ضروری می داند که مستلزم یادگیری برقراری تماس چشمی ، نحوه ی هدایت توجه بوسیله ی حرکات چشم و چگونگی تأکید و انتقال معانی از طریق حرکات صورت و بدن می باشد. در این الگو دخالت بزرگسالان به رشد یادگیری زبان کمک خواهد کرد . به اعتقاد برونر ، در آموزش زبان باید به معانی کلمات هنگام تعامل کودک با افراد توجه شود . و در مرحله ی بعد کودک باید یاد بگیرد که کلمات را کی و کجا به کار برد و موقعیت های کاربردی کلمات را درک کند.

رویکرد شناختی ویگوستکی

ویگوتسکی در تحول زبان سه دوره را مشخص می کند : گفتار اجتماعی ، گفتار خود محورانه و گفتار درونی . ابتدا گفتار اجتماعی یا بیرونی ظاهر می شود که نقش آن کنترل رفتار دیگران است . این نوع گفتار پیش از سه سالگی ظاهر می شود. بعد از گفتار اجتماعی ، گفتار خود محورانه پدید می آید که مرحله ی انتقالی از گفتار بیرونی به گفتار درونی است.

رویکرد شناختی پیاژه

به نظر پیاژه برای رشد زبان و شناخت ، در انسان هیچ گونه طرح ذاتی پیشینی وجود ندارد. پیاژه به رشد زبان و زبان آموزی از راه توجه به رشد شناخت می نگرد و از این رو زبان آموزی زمینه ی اصلی بررسی های او را تشکیل نمی دهد . وی زبان کودک را به عنوان منبع داده های لازم برای بررسی رشد شناخت در نظر می گیرد.پیاژه هر گونه ویژگی ذاتی یا ارثی را برای فراگیری و رشد زبان انکار می کند . وی عقیده دارد که زبان آموزی به عنوان پدیده ای ثانوی در درون روند عمومی رشد و تطبیق شناختی کودک با محیط صورت می پذیرد.

بر این پایه ، پیاژه زبان آموزی را تنها وابسته به رشد شناخت می داند ، به این معنی که کودک تنها پس از آن که به سطح مناسبی از رشد شناختی می رسد بر برخی جنبه های خاص زبان مهارت می یابد . سپس سیر پیشرفت و هماهنگی میان رشد شناختی و رشد زبان همچنان ادامه می یابد تا کودک بر همه ی جنبه های زبان مهارت کافی کسب کند.

نظریه ی یاد گیری اجتماعی

طرفداران این رویکرد به نقش رابطه ی متقابل کودک و والدین یا دیگران در اکتساب زبان اعتقاد دارند. تقلید، در یادگیری اجتماعی نقش اساسی دارد. مثلاً، اگر معلم بخواهد تلفظ درست یا املای صحیح چند کلمه را آموزش دهد ، می تواند به تنهایی از روشهای تقویت استفاده کند؛ ولی باید زمان و تلاش زیادی را صرف نماید، در حالی که می تواند از تقلید استفاده نماید.

به اعتقاد بندورا، کودک از طریق مشاهده و تقلید(یادگیری مشاهده ای)زبان را یاد می گیرد. موفقیت کودک در مهارت های زبانی تقویت بیرونی به دنبال دارد و از طرف دیگر موجب احساس رضایت(تقویت درونی)در کودک نیز می گردد. همسو بودن دو تقویت درونی و بیرونی سبب می شود تا کودک تلاش بیشتری برای یادگیری از خود نشان دهد.

نتیجه گیری

گوناگونی نظریه های زبان آموزی کودک مبین پیچیدگی فرآیند زبان آموزی است. هر کدام از نظریه ها نگاه متفاوتی به ماهیت انسان دارد. نظریه های که اعتقاد دارند که انسان بدون هیچ گونه توانایی خاصی متولد می شود، یادگیری زبان کودک را متاثر از محرک های محیطی و اصول شرطی شدن می دانند. در مقابل کسانی که اعتقاد دارند کودک با مجموعه ای از توانایی ها و استعداد های زبانی متولد می شود، به نقش وراثت در زبان آموزی تاکید  دارند. با اندکی تامل در این نظریه ها  باید دانست که زبان محصول کنش متقابل محیط و وراثت است.

 

   


نظرات()

بانک مقالات آسیب شناسی گفتار و زبان

رسول علیدوستی - مرکز آموزش عالی علوم پزشکی وارستگان