تبلیغات
کاملترین بانک مقالات فارسی آسیب شناسی گفتار و زبان - رشد عصبی زبان : جان لاک

یکی از نظریات رشد زبان که کاربردهای بالینی نیز دارد نظریه ای است که توسط جان لاک ارائه گردیده است. لازم به ذکر است این آقای جان لاک را نباید با فیلسوف مشهور تجربه گرای انگلیسی اشتباه گرفت. متن زیر مقاله ای است که در شماره ۵۸ نشریه ‌‌Brain and Language به چاپ رسیده و مروری دارد بر اصول این نظریه. این مقاله توسط خانم عاطفه یوسفی از دانشجویان دوره کارشناسی ارشد  ترجمه شده است:

این مقاله، تئوری رشدی زبان وسیستم های عصبی را که منجربه توانایی های زبانی می شود، پیشنهاد می کند. تجربه ادراکی اولیه وناپیوستگی ها دررشد زبانی نشان می دهد که زبان درچهارمرحله ایجاد می شود که با یک توالی ثابت وابسته به هم رخ می دهند.

درهرمرحله زبان ، یک کارکرد منحصربه فرد وابسته به رشد انجام می شود. این کارکردها ، سیستم های عصبی اختصاصی دارند که درجه اختصاصی بودنشان فرق دارد. علاقه ویژه ما مکانیزم تحلیلی است که مسئول دستورزبان است. این مکانیزم زمان بندی خاصی دارد و فقط می تواند درمرحله سوم به جریان افتد.شواهد تاییدکننده توسط کودکان دچارتاخیردرمرحله دوم فرآیند یادگیری زبان فراهم می شود. این کودکان مواد واژگانی نا کافی برای فعالسازی مکانیزم تحلیلی شان ذخیره می کنند.

غیرفعالسازی مثل صدمه ، انتقال کارکردهای زبان به مکانیزم های مشابه درنیمکره غیرغالب ، عمل می کند ودرنتیجه قرینگی کارکردی وآناتومیکی را درنیمکره ها افزایش می دهد. این اجتماع غیرمعمول منابع عصبی زبانی ، فرمان زبان شفاهی کارکردی ناقصی را فراهم می کند وممکن است یادگیری زبان نوشتاری را پیچیده کند. بنابراین این تئوری نقش متفاوتی برای ژنتیک وتجربه اولیه وتفسیرمتفاوتی ازیافته های نوروآناتومیک ، نسبت به آنهایی که دراغلب پروپوزال های دیگردرمورد اختلالات رشدی زبان پذیرفته شده ، پیشنهاد می دهد.

  نمای کلی :

این مقاله طبق این که کدام ظرفیت عصبی زبانی درمراحل مجزا با توالی ثابت وهم پوشاننده ایجاد می شود تئوری را پیشنهاد می کند .درهرمرحله یک کارکرد منحصربه فرد انجام می شود وهرمرحله منابع عصبی ضروری خودش را دارد.

اولین مرحله،  نشانه ای وعاطفی است . نوزاد شدیداً به سمت صورت وصدای انسان هدایت می شود وویژگی های سطحی صوت مراقب را می آموزد .

مرحله دوم به طوراولیه ، عاطفی واجتماعی است : کارکردش جمع آوری گفته هاست ، مسئولیتی که عمدتاً توسط مکانیزم های شناخت اجتماعی که عمدتاً درنیمکره راست مستقرند انجام می شود.

مرحله سوم ، تحلیلی ومحاسبه ای است. فرم های ازقبل ذخیره شده به هجا ها وسگمنت ها تجزیه می شود ، فرآیندی که کشف قاعده مندی ها را تسهیل می کند ولذا مسئول کشف واِعمال قواعد گرامری کودک درآینده است . این مرحله برای دوره معینی فعال می شود وبه طورعمده ای توسط مکانیزم های نیمکره چپ که واج شناسی ، صرف ونحو ممکن را می سازند ، به کارمی رود.

مرحله چهارم ، یکپارچگی وبسط است . این مرحله با همکاری گرایشات اکتسابی ، یادگیری گسترده واژگانی را فراهم می سازد.

بچه های با تاخیردرمرحله دوم ، گفته های ذخیره شده بسیارکمی برای فعالسازی مکانیزم تحلیلی شان درزمان مطلوب بیولوژیکی دارند، وزمانی که واژگان کافی یاد گرفته شوند  این توانایی پیمانه ای که تاکنون آغازشده رو به کاهش می گذارد.

غیرفعالسازی اثریکسانی مثل صدمه دارد . استفاده جبرانی ساختارهای مشابه نیمکره راست، که درتاخیرواژگانی انجام می شود، سبب افزایش قرینگی کارکردی وآناتومیکی بین نیمکره ها می شود. منابع زبانی- عصبی حاصله ، نه اختصاص یافته برای اَعمال واج شناختی ، به طورحداقلی ، نه به طورمطلوب، برای رشد زبان شفاهی کافی هستند و همچنین ممکن است اَعمال رمزگذاری ورمزگشایی واجی مرتبط با زبان نوشتاری را بی اعتبارکنند. تئوری رشد زبانی عصبی با چندین سوال درباره ظرفیت زبانی وابسته به رشد سروکار دارد.

اول اینکه چه مکانیزم های عصبی ازرشد زبان حمایت می کنند؟دوم این که چه زمانی وتحت چه شرایط نوروژنیک ورفتاری این مکانیزم ها فعال می شوند؟ ونهایتاً این که چه زمانی دوره فعالسازی این مکانیزم ها پایان می یابد؟

ازآن جا که دوره های حساس به طورغیرمستقیم با این سوالات مرتبط است ، لازمست ابتدا کمک های ممکن این مقاله را به تئوری وابسته به رشد زبان بررسی کنیم.

شواهد دوره حساس :                                                                                 

1) معمولا مطالعات موردی شگفت انگیزی ازافرادی که ازنظراجتماعی درنوزادیشان محروم بودند، وجوددارد .

تاثیرتئوریکی این مطالعات محدود شده است ظاهراً به خاطراینکه تعدادکمی کیس خوب مستند شده داریم وگزارشی درمورد این که کدام محرومیت زبانی معنادار، بدون غفلت وسوء استفاده شدید رخ می دهد ، نداریم .

این انتقاد درموردنوع دوم ازمطالعات کاربردندارد.

2) بچه هایی که تا مدتی کم شنوایی شان تشخیص داده نشده وکمتردرمعرض هردوزبان شفاهی واشاره بوده اند . مطالعه این نوع مطرح می کند که درجاتی ازحساسیت وجوددارد که درسالهای اولیه بیشترین مقدار را دارد.

3) سومین وبزرگترین گروه ، بچه های درحال یادگیری زبانهای بیگانه هستند که خانواده هایشان به فرهنگ متفاوتی ازنظرزبانی مهاجرت کرده اند . این شاهد مطرح می کند که یک دوره حساس برای یادگیری زبان وجود دارد که از2 تا 12 سالگی فراترنمی رود . (لیننبرگ 1967)

اما مستقیماً ازاولین تجربه مرتبط نوزادی تا سن 8-6 سالگی ، با کاهش انتقالی که تا بزرگسالی ادامه می یابد ، دنبال می شود.  این تحقیق برعملکرد زبانی تمرکزمی کند  - موفقیت نهایی تلاش های یادگیری زبان – تا فعالسازی اولیه وسیستم های سازنده یادگیری که مهارت زبانی را بوجود می آورد.

   


نظرات()

بانک مقالات آسیب شناسی گفتار و زبان

رسول علیدوستی - مرکز آموزش عالی علوم پزشکی وارستگان