تبلیغات
کاملترین بانک مقالات فارسی آسیب شناسی گفتار و زبان - کودکان دو زبانه مبتلا به نقص زبانی ویژه

دوزبانگی[1] اغلب برای کودکان SLI [2] یک انتخاب رشدی نامناسب تلقی می شود ؛ چون – طبق باور همگانی – ظرفیت محدود این کودکان برای زبان با یادگیری دو نظام زبانی[3] با مشکل مواجه می شود . با وجود این ، آزمایشهای تجربی کافی روی موضوع SLI در کودکان دوزبانه جهت حمایت یا رد این باور و تمرینات حرفه ای که بر روی آن بنا نهاده شده اند ، صورت نگرفته است . از سوی دیگر ، دو مبحث مخالف راجع به ماهیت SLI وجود دارد که برای پیامد کودکان دوزبانه SLI ، پیش بینی های متفاوتی دارند. یکسری از این پیش بینی ها با باورعمومی سازگارند. این مقاله کمک می کند به متوجه شدن هر دو ارتباطات بالینی و بحث تئوری با شواهد و مدارک از دو نظریه که اکتساب مورفولوژیِ[4] کودکان دوزبانه انگلیسی- فرانسوی مبتلا به SLI را مورد مطالعه قرار داده اند و آنها را با کودکان تک زبانه انگلیسی و فرانسوی مبتلا به SLI مقایسه کرده اند.

تا نیمه نخست قرن بیستم عموماً تصور بر این بود که دوزبانگی در اوایل دوران کودکی برای رشد هوشی و زبانی کودکان[5] مضر است ، اما تحقیقات به تازگی نشان داده اند که دوزبانگی روی رشد شناختی کودکان[6] هیچ تاثیر منفی ندارد ( بنگرید به بیالیستوک 2001 ؛ جنسی ، پارادیس و کراگو 2004 ؛ کاکوتا 1986 ). اگر چه امروزه گرایشها به سمت پذیرش دوزبانگی در دوران کودکی تغییر یافته ، این گرایشها تنها برای کودکانی که رشد طبیعی دارند ( TD [7]) ، مناسب است . کودکان LLD[8] معمولاً کاندیداهای مناسبی برای یادگیری دوزبان در دوران کودکی محسوب نمی شوند . تجربیات شخصی خودم و چند تا از همکاران SLP[9]اَم ، روانشناسان مدرسه ، معلمان مدارس ابتدایی ، پزشکان اطفال و والدین نشان داده اند که وجو دارد یک گرایش ِ منفی ِ همگانی درباره کودکان مبتلا به اختلال زبان که دوزبان را یاد می گیرند. برای مثال ، والدین کودکان LLD ، اغلب برای محیط خارج از مدرسه توسط مدیران و معلمان و دیگر حرفه ها مشاوره می شوند . به علاوه ، اگر در منزل ِ کودک ِ مبتلا به اختلال زبان با دوزبان صحبت شود ، اغلب SLP پیشنهاد می کند که خانواده[10] تنها از یک زبان استفاده کند ( برای مطالعه بیشتر بنگرید به جنسی 2004 ؛ جورِز1983 ؛ کونرت ، یم ، نت ، کان و دوران 2005 ). این تمرینات و باورها که SLPها آنها را پیش زمینه قرار داده اند مشکل سازند ؛ چون آنها بیشتر روی حس عمومی بنا نهاده شده اند تا شواهد . تصور عمومی بر این است که دپارتمان زبان آسیب دیده احتمالاً قادر نیست از عهده یادگیری دوزبان برآید. اکثر تحقیقات روی رشد و اختلالات دوزبانگی[11] پیشنهاد می کنند : به مربیان و SLPها در ارزیابی[12] و تمرینات مداخله[13] شان در مورد چند زبانگی[14] آگاهی داده شود (جورز 1983 ؛ کونرت 2005 ؛ روسِبِری 1995 ؛ وسترنف 1991 ). تحقیقاتی که مستقیماً کودکان دوزبانه[15] مبتلا به اختلالات زبانی [16] را مورد مطالعه قرار داده اند کم بوده ، و محدود شده اند در اصطلاحاتی که کمک می کنند به فهم ما از اینکه : آیا دوزبانگی کودکان مبتلا را تحت فشار قرار داده و تاثیر منفی بر روی آنها دارد ؟ ( برای مطالعه بیشتر بنگرید به پارادیس ، کراگو ، جنسی و رایک 2003 ) در نتیجه ، یکی از اهداف این مقاله : فراهم کردن برخی زمینه ها برای تمرینات مبتنی بر شواهد[17] برای کودکان دوزبانه مبتلا به اختلالات زبانی .

دوزبانگی در کودکان LLD مثل ارتباط بالینی ارتباط تئوری معنی دار دارد. راجع به مکانیسم های مسبب SLI بحثهای مداومی وجود دارد ، اینکه اختلال رشد زبان[18] اتیولوژی قابل تشخیصی همچون افت شنوایی[19] ، اتیسم[20] یا عقب ماندگی ذهنی[21] ندارد. کودکان SLI رشد اجتماعی- عاطفی طبیعی و توانایی های شنوایی و گفتاری – حرکتی نشان می دهند و IQشان در محدود طبیعی قرار دارد. اما به طور معنی دار توانایی های زبانی ِ پایین تر از انتظارات سنی[22] دارند ( برای مطالعه بیشتر بنگرید به لئونارد 1998). بحث درباره مکانیسمهای مسبب SLI شامل دو مبحث اصلی است : نظریه پردازشی ادراکی /شناختی[23] و نظریه بیانی زبان[24]. هر کدام از این مبحث ها پیش بینی های متفاوتی درمورد پیامد کودکان SLI که دو زبان را یاد می گیرند ، دارند. بنابراین ، تحقیقات روی کودکان دوزبانه SLI می تواند افشا کند این مباحث نظری را که تا به حال اطلاعات تنها با بررسی کودکان تک زبانه[25] به دست آمده اند. در نتیجه ، هدف دیگر این مقاله : کمک منحصر به فرد به فهم ما از ماهیتSLI درهمه کودکان مبتلا در طول بررسی کودکان دوزبانه مبتلا.

علت های پردازشی و بیانی آسیب ویژه زبانی (SLI)

یک گروه از تئوری ها در مورد آسیب ویژه زبانی وجود دارد که به طور عمده بر روی این تصور استوار است : کودکان ، تحتِ تاثیر نقایصی در مکانیسم های پردازشی ادراکی و شناختی قرار دارند که باعث مشکلات اساسی در یادگیری زبان می شود و همچنین تاثیراتی روی شناخت غیر زبانی[26] دارد ( الیس ویسمر ، اوانس و هسکت 1999 ؛ کونرت و وینسور 2004 ؛ لئونارد ، بورتولینی ، کاسلی ، م.س.گرگور و سابادینی 1992 ؛ میلر ، کایل ، لئونارد و تومبلین 2001 ). GSH[27] مثلِ PLA[28] ادعا می کند کودکان SLI تاخیر همگانی[29] در توانایی شان برای دریافت[30] ، ذخیره سازی[31] و دستیابی[32] به اطلاعات زبانی دارند ( میلر 2001). همانطور که محدودیت در سرعت پردازش دارند ، تصور می شود رشد زبان در کودکان SLI خیلی به طول می انجامد ؛ چون اگرچه آنها در معرض درون داد زبانِ هدف برای مدت یکسان مثل همسالان نرمالشان قرار گرفته اند ، اما آنها به زمان بیشتری برای پردازش آن اطلاعات نیاز دارند و اینکه به طور زبانی رشد کنند. اگر یک کودک مبتلا به SLI ، به جای یک زبان در معرض دو زبان قرار گرفته باشد ، GSH پیش بینی می کند : این کودک تاخیراتی را نشان خواهد داد که نه تنها با همسالان تک زبانه طبیعی در هر زبان قابل مقایسه اند بلکه با همسالان تک زبانه مبتلا به SLI نیز مقایسه می شوند . این به خاطر آن است که به علت مکانیسم های پردازشی کُند شده[33] ی این کودک اطلاعات زبانی دوبار ارائه می شود ؛ یعنی به همان مقدار که برای تک زبانه ها ارائه می شود . خلاصه اینکه پیش گویی های GSH در مورد رشد دوزبانگی در کودکان SLI قویاً با عقاید همگانی[34] سازگار است که در بالا بحث شد.

دسته دیگری از رویکردهای توجیهی در مورد SLI ، ادعا می کند : کودکانی که تحت تاثیر این اختلال قرار می گیرند نقایص انتخابی[35] در حوزه بیانی زبان خودشان دارند ( کلاسن ، بارک و گالنر 1997 ؛ جاکوبوویچ و ناش 2001 ؛ رایک 2003 ؛ وَن دِر للی 2003 ؛ وکسلر 2003 ). اگر چه بین این دو نظریه در فرضِ جایگاهِ نقایص اختلاف وجود دارد ، اما این فرض اصلی بین شان مشترک است که مقیاس تصمیم گیری این نقایص می تواند تنها در پیچیدگی حوزه خاص زبانی[36] بیان شود و لازم نیست از حوزه خارج زبانی[37] - حوزه عمومی شناخت وادراک – اخذ شود. نظریه DWD[38] بیان می کند : کودکان SLI در رشد زبانی شان در مقایسه باهمسالان نرمال تاخیر کلی[39] نشان می دهند ، همچنین در کنار تاخیرعمومی شان مشکلات عمیقی در ساختارهای زبانی منفرد[40] نشان می دهند ( رایک 2003 و2004 ). این ساختارهای «از هم گسیخته[41]» آنهایی هستند که محاسبه زبانی خاص لازم می شود برای آن دسته از کودکان SLI که توانایی های معیوب یا ناقص در ایجادِ بیانِ مناسب دارند ( وکسلر 2003 ). رایک ، وکسلر و همکاران استدلال کرده اند که نشانه های مورفولوژی با مشخصه گرامری تصریفی در زبان انگلیسی ( مثل ed یا BE به عنوان فعل کمکی ) یک مثال عمده از ساختار از هم گسیخته است ( رایک و وکسلر 1996 ؛ رایک ، وکسلر و هِرشبِرگِر1998 ) و ساختارهای از هم گسیخته می توانند به عنوان ابزار بالینی[42] تعبیر شوند ؛ به خاطراینکه دقت کودکان[43] را در استفاده کردن از آنها اندازه می گیرند و در نتیجه می توانند جمعیت بالینی[44] را از غیر بالینی[45] تعیین کنند ( رایک و وکسلر 1996 و 2001 ). حتی اگر یک کودک SLI دو زبان یاد بگیرد ، این لزوماً مهارتهایش را با رعایت آن جوانب زبانی که به عنوان نشانه های بالینی برای کودکان تک زبانه SLI در نظر گرفته می شوند ، تغییر نمی دهد ؛ چون مکانیسمی که باعث سختی این ساختارهای زبانی ویژه می شود در بیان زبانی ، درونی است و بنابراین ، دورن داد کاهش یافته یک کودکِ دوزبانه در مقایسه با تک زبانه ها که روی توانایی شان برای ارائه ساختار فشار وارد نمی کنند ، اطلاعاتی از هر زبان دریافت می کند .

دونظریه پردازشی و بیانی نه تنها در پیش بینی هایشان برای رشد دوزبانگی در کودکان SLI مقایسه می شوند ، بلکه در رویکردشان توضیح داده می شود که نیمرخ های ناهموار زبانی[46] همه کودکان SLI بروز می یابند. به عنوان مثال کودکان انگلیسی زبان[47] مبتلا به SLI به طورمعنی دار مشکلات چشمگیری در تولید تکواژهای دستوری[48] با علائم تصریفی نشان می دهند تا سایر انواع تکواژهای گرامری ( بِدُر و لئونارد 1998 ؛ لئونارد ، ایر ، بدر و گرِلا 1997 ؛ رایک 2003 ؛ رایک و وکسلر 1996 ). اگر چه نظریه بیانی مثل DWD آشکارا با نیمرخ های ناهموار[49] سازگار است ، و در حقیقت ، زمینه شان مشخص شده اند ، اما نظریه پردازشی برای این علامات توضیحات صحیح کمتری پیشنهاد می کند. ممکن است یکی از طرفدار GSH دلیل بیاورد که نقایص انتخابی در تکواژهای تصریفی[50] نسبت به پیامد تاخیر کلی کودکان SLI که در رشد زبانی شان بروز می کند ، بی رازش تر هستند. بعد این همه ، در توالیِ اکتسابِ تکواژهای گرامریِ زبانِ انگلیسی در کودکان TD ، تکواژهای تصریفی دیرتر کسب می شوند ( براون 1973 ؛ د. ویلیرز و د. ویلرز 1973 ) . با وجود این ، کودکان TD یک فاصله در تسلطشان بر تکواژهای غیرتصریفی و تکواژهای تصریفی از حدود 12 ماهگی نشان می دهند ( براون 1973 ، د. ویلیرز و د. ویلرز 1973 ). اگر چه - به عنوان مثال - کودکان SLI ازحدود 4 سالگی در تسلطشان بر نشانه جمع[51] و سوم شخص مفرد[52] فاصله نشان می دهند ( رایک 2003 ؛ رایک و وکسلر 2001 ) . بنابراین ، بزرگی فاصله در کودکان SLI چشمگیرتر از تاخیر کلی زبانشان است.

مورد دیگری از توجیه ها برای مبحث پردازشی به عنوان نظریه ای برای نیمرخ های ناهموار ، فرضیه سطحی[53] است که ادعا می کند : کودکان SLI از لحاظ فونتیکی مشکلات بیشتری در تکواژهای مهم[54] پیدا می کنند تا اکتساب ؛ چون این کودکان محدودیت های ادراکی و پردازشی دارند ( لئونارد 1992 ؛ لئونارد و ایری 1997 ). در این فرضیه ، مورفولوژی گرامری با مشکلاتی در بیشتر زبانها مطرح می شود ؛ چون این تکواژها اغلب وندهایی با دیرش مختصر آوایی[55] هستند. برای مثال ، تکواژهای تصریفی زبان انگلیسی مثل –ed و –s اغلب با همخوانهای منفرد[56] و تکواژگونه های غیرسیلابی[57] مشخص تر هستند. لئونارد ( 1998 ) مطرح می کند که فرضیه سطحی در کنار فرضیه GSH می تواند به طور مستعد برخی نیمرخ های ناهموار رشدی را توضیح دهد : تکواژهایی که حداکثر اکتساب تاخیری را در کودکان مبتلا[58] نشان می دهند - مانند تکواژهای تصریفی در زبان انگلیسی - آنهایی هستند که ازلحاظ فونتیکی مهم اند. به منظور تست اگر چه دونظریه بیانی و پردازشی نیمرخهای ناهموار زبانی را بهتر توضیح داده اند ، اما تکواژهایی که در برجستگی مشابه اند ولی در بافت بالینی متفاوتند ، نیازبه تحقیق و بررسی دارند .

در این مقاله ، نتایجی از دو مطالعه اکتساب تکواژهای گرامری را درکودکان دوزبانه مبتلا به SLI و همسالان تک زبانه شان که در مراحلی ازارتباطشان با پیش بینی های دو نظریه زبان شناختی و شناختی مورد مطالعه قرارگرفته شده اند ، ارائه می شود. ( اگر چه پیش گویی ها از نظریات خاص در طبقات جامع از رویکردهای پردازشی ادراکی – شناختی و رویکرد های بیانی زبان برای مثال : GSH ، SH و DWD گرفته شده است ، اصطلاح های PA و RA به خاطراختصار استفاده می شوند ). اعتبار[59] هر نظریه با سنجش[60] بین دوزبانه ها و تک زبانه ها و همچنین بین انواع تکواژ گرامری متفاوت تعیین می شود.

تکواژهای تصریفی در دوزبانه ها و تک زبانه های مبتلا به SLI

تحقیقات اخیر نشان داده اند که مورفولوژی تصریفی بوسیله کودکان انگلیسی زبان مبتلا به SLI خیلی دیر کسب می شوند ، در نتیجه مشکلات شدیدتری را نسبت به مورفولوژی ای که تصریفی نیستند ( غیر تصریفی ) مطرح می کنند. به خصوص ، کودکان انگلیسی زبان مبتلا به SLI از سنین 5 تا 8 سالگی دقت کمتری در تولید زبان ِ[61] دارای تکواژهای تصریفی نسبت به یک گروه از تکواژهای غیر تصریفی نشان می دهند ، در حالیکه همسالان سالم شان فاصله کم یا عدم شکاف در دقت شان بر مورفولوژی تصریفی در مقابل مورفولوژی غیر تصریفی[62] دارند ( رایک 2003 ؛ رایک و وکسلر 2001 ؛ رایک ، وکسلر و هرشبرگر 1998 ) . همچنین کودکان تک زبانه فرانسوی زبان[63] این نیمرخ ناهموار را در تکواژهای تصریفی در برابر تکواژهای غیر تصریفی نشان داده اند. اینها نیز تفاوتهایی با همسالان طبیعی خود در مورد تکواژهای تصریفی داشتند ( جاکوبوویچ و ناش 2001 ؛ پارادیس و کراکو 2001 و 2004) .از آنجایی که تکواژهای تصریفی و غیر تصریفی نیمرخ ناهموار زبانی را در هر دو کودکان انگلیسی زبان و فرانسوی زبان مبتلا به SLI بروز می دهند ؛ این ، ساختارهای زبانی را برای مقایسه دوزبانه ها/ تک زبانه ها مناسب می سازد .

دو رویکرد مذکور در پیش بینی هایشان برای این نیمرخ ناهموار زبانی در دو زبانه های مبتلا به SLI اختلاف دارند. نظریه پردازشی معتقد است : کودکان دوزبانه مبتلا به SLI در دقتشان بر هر دو تکواژهای تصریفی و غیر تصریفی در هر دو زبان نسبت به تک زبانه های مبتلا به SLI عقب ترند ؛ چون هر دو زبان برای آنها کمتر ارائه شده است و بنابراین از لحاظ زبانی باید در تمام زمینه ها پیشرفت کمتری بکنند. نظریه پردازشی همچنین معتقد است : هر نیمرخ ناهمواری که بین تکواژهای گرامری غیر تصریفی و تصریفی بروز می یابد در کودکان SLI باید بوسیله تفاوتهای مهم درکی قابل توجیه باشد. متفاوتاً ، اگر یک تکواژ گرامری تصریفی و غیر تصریفی ( مثلاً سوم شخص مفرد (-S) ونشانه جمع (-S) ) هم آوا[64] باشند ، پس نباید دقت کودکان در آنها متفاوت باشد ؛ چون آن دو به یک اندازه برجسته اند. نظریه بیانی پیش بینی های متفاوتی دارد . نخست ، ادعا می کند : کودکان دوزبانه مبتلا به SLI در مقایسه با تک زبانه های همسال مبتلا به SLI در دقتشان بر تکواژهای تصریفی تاخیر دارند ؛ چون منشا مشکل در این تکواژهای تصریفی برای سیستم زبانی درونی می شود. دوم ، نظریه بیانی معتقد است : هر دوی کودکان دوزبانه و تک زبانه مبتلا به SLI دقتشان در تکواژهای تصریفی بدتراز همسالان سالم[65] شان است. اما ضرورتاً برای تکواژهای غیر تصریفی اینگونه نیست ؛ چون بعداً نشانگرهای بالینی/ساختارهای از هم گسیخته[66] نیستند . سوم و نهایتاً ، نظریه بیانی معتقد است : هر دوی کودکان دوزبانه و تک زبانه مبتلا به SLI در تکواژهای تصریفی دقت کمتری دارند تا در تکواژهای غیرتصریفی ؛ به خاطر وضع پیشین به عنوان نشانگرهای بالینی و آنکه فاکتورهای خارج زبانی همچون perceptual salience در تعیین این الگو نقش مهمی ایفا نمی کنند.

پارادیس ، کراکو ، جنسی و رایک ( 2003 و 2000 ) متوجه شدند که کودکان دوزبانه مبتلا به SLI در مقایسه با همسالان تک زبانه مبتلا به SLI در هر زبان در اکتساب مورفولوژی گرامری تاخیر دارند. به علاوه ، آنها همان نیمرخ های زبانی را برای مورفولوژی گرامری نسبت به همسالان تک زبانه شان که هر زبان را یاد می گیرند ، نشان می دهند. بنابراین ، این تحقیق برای بحث تئوری که در اینجا در نظر گرفته شده ، مناسب است.

پارادیس ( 2000 و 2003 ) تماماً 5 گروه از کودکان 7 ساله را مورد مطالعه قرار داد : ا) دوزبانه های فرانسوی- انگلیسی زبان مبتلا به SLI ] تعداد = 8 [ ، 2) تک زبانه های فرانسوی زبان مبتلا به SLI ]تعداد = 10[ ، 3) تک زبانه های نرمال فرانسوی زبان ] تعدا د = 10 [ ، 4) تک زبانه های انگلیسی زبان مبتلا به SLI ] تعداد = 21 [ و 5) تک زبانه های نرمال انگلیسی زبان ] تعداد = 21 [ . داده های کودکان به شکل نمونه های زبان خود به خودی[67] بود. رونوشت هایی از نمونه زبان برای استفاده از تکواژهای گرامری نشاندار با مشخصه تصریفی و تکواژهای گرامری نشاندار با مشخصه غیرتصریفی در محیط اجباری[68] کدبندی شده بودند. تکواژها به عنوان بخشی از گروه های تصریفی و غیرتصریفی در زبان انگلیسی دسته بندی می شوند که در مثال (1) ارائه شده اند و آنها به عنوان بخشی از گروه های تصریفی و غیر تصریفی در زبان فرانسوی در مثال (2) ارائه شده اند. در صد کاربرد صحیح در بافت اجباری برای هر تکواژ هدف[69] محاسبه شد همچنانکه شماری از تکواژهای هدف خارج از تعداد بافت های اجباری برای آن تکواژ استفاده می شوند. ترکیب مقیاس های تصریفی و غیرتصریفی به عنوان میانگین درصد اصلی کاربرد در محیط اجباری برای هر تکواژ تصریفی و غیرتصریفی محاسبه شدند.

1) a. English tense : third person singular [ -s ] , “ he walks ”
b. English tense : past [ - ed ] , “ he walked ”

c. English tense : past irregular , “ he ran ” ( run )

d. English tense : BE copula , “ he is happy ”

e. English tense : BE auxiliary , “ he is walking ”

f. English nontense : progressive [-ing ] , “ he is walking ”

g. English nontense : prepositions [ in/on ] , “ he is in the house ”

h. English nontense : plural [ -s ] , “ the books on the table ”





2) a. French tense : present indicative [ verb stem ] , elle marche “ she walks / is walking ”

b. French tense : past auxiliary [ avoir/être ] , elle a marché “ she walked ”

c. French tense : future auxiliary [ aller ] , elle va marcher “ she is going to walk ”

d. French tense : copula [ être ] , elle est contente , “ she is happy ”

e. French nontense : prepositions [ à/de ] , elle va à la maison “ she is going ti the house ”

f. French nontense : determiners [ articles , possessives ] , la fille/mon papier “ the girl/my paper ”

تحلیل ما در پارادیس نخست نشان داد : با اینکه تک زبانه های نرمال در هر دو زبان – فرانسوی و انگلیسی - برای هر دو تکواژهای تصریفی و غیرتصریفی امتیاز لازم را کسب کردند اما کودکان دو زبانه و تک زبانه مبتلا به SLI اینگونه نبودند . به ویژه ، کودکان SLI در تکواژهای تصریفی امتیازهای پایین تری داشتند . این نتیجه پیش بینی هایی را از دو نظریه پردازشی و بیانیSLI تایید می کند که کودکان مبتلا در مورفولوژی دستوری نسبت به همسالان خود ضعیف تر عمل می کنند . با وجود این ، نظریه های پردازشی و بیانی در پیش بینی هایشان راجع به اینکه آیا کودکان دوزبانه SLI عقب تر از تک زبانه هایSLI تاخیر خواهند داشت ، اختلاف نظر دارند. پارادیس ( 2003 ) بین گروه های تک زبانه و دو زبانه مبتلا به SLI در تولید تکواژهای تصریفی و غیرتصریفی[70] هر دو زبان تفاوتهای معنی داری مشاهده نکرد . پیش بینی های متفاو ت دیگر از theoretical account ( دلیل نظری) راجع به اینکه آیا کودکان SLI نیمرخ های ناهمواری در تکواژهای تصریفی و غیر تصریفی نشان خواهند داد . سنجش های همه جانبه انواع تکواژها توسط پارادیس ( 2003) صورت گرفت که نشان می داد برای تمام گروه های کودکان SLI - و در هر زبان برای دو زبانه ها – کودکان در تکواژهای تصریفی و غیرتصریفی دقت کمتری داشتند . بنابراین ، در کل این کودکان SLI عقب تر از امثال تک زبانه[71] شان در تولید مورفولوژی دستوری هر زبان تاخیر نکرده اند و نیمرخ ههای ناهموار زبانی را به روشنی نشان می دهند . هر دوی این نتایج با پیش بینی های دو نظریه بیانی و پردازشی SLI سازگاری بیشتری دارند.

برچسب‌ها: کودکان دوزبانه مبتلا به SLI, مسائل تئوری و بالینی, علت های پردازشی و بیانی آسیب ویژه زبانی, SLI, تکواژهای تصریفی در دوزبانه ها و تک زبانه های مبتلا
مترجم : مجید میرزایی

دانشکده توانبخشی

دانشگاه علوم پزشکی تبریز

روانشناسی زبان بالینی انتشار یافته در آمریکا

جان پارادیس ؛ دانشگاه آلبرتا

آدرس جهت مکاتبه : جان پارادیس ، دپارتمان زبان شناسی ، دانشگاه آلبرتا ، ادمونتون ، کانادا

   


نظرات()

بانک مقالات آسیب شناسی گفتار و زبان

رسول علیدوستی - مرکز آموزش عالی علوم پزشکی وارستگان