تبلیغات
کاملترین بانک مقالات فارسی آسیب شناسی گفتار و زبان - بازی و نقش آن در رشد شخصیت كودكان

بازی جزئی تفكیك‌ناپدیر از زندگی كودكان است. كودكان بیش از هر امر دیگر وقت خود را به بازی اختصاص می‌دهند. البته بازی مختص كودكان نیست، بلكه بازی در تمام طول زندگی انسان مشاهده می‌شود منتهی نوع بازی و مدت زمانی كه افراد در سنین مختلف به آن اختصاص می‌دهند، متفاوت است.
با این‌كه بازی به‌عنوان بخش پذیرفته‌شده‌ای از زندگی كودك، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، اغلب مردم كمتر به نقش آن توجه می‌كنند. مردم غالباً به بازی به‌عنوان عامل وقت‌گذرانی نگاه می‌كنند و این نگرش در مورد كودكانی كه مشغول تحصیل هستند، به‌وضوح قابل‌مشاهده است. اغلب شنیده‌ایم كه والدین این گروه از كودكان آنان را از بازی منع می‌كنند و این جملة معروف را كه «برو درس‌هایت را بخوان، بازی بس است» به‌كار می‌برند. والدین كمتر به این نكته توجه دارند كه كم بازی كردن، كودك را از بسیاری موفقیت‌های یادگیری محروم می‌كند. زیرا بازی مؤثرترین و پرمعنی‌ترین راه یادگیری برای كودك است و جبران آن از طریق دیگر امكان‌پذیر نیست.
با توجه با اهمیت بازی در رشد كودك ما در این مقاله به بحث و تفسیر بازی در فرآیند رشد كودك خواهیم پرداخت.

اهمیت و ضرورت بازی برای كودكان :
مهم‌ترین مشغولیت كودك در زندگی بازی است. كودك در جریان بازی و در یك زمان پرورش فكری، عاطفی جسمی و اجتماعی می‌یابد و آن‌چه او از طریق بازی به‌دست می‌آورد به‌طور مثبت كسب می‌كند، زیرا اساس آن تجربه است. این تجربه‌ای است كه از طریق عضلات و حواسّ خود كودك، به‌دست آمده است. بازی یكی از مهم‌ترین موضوعات تربیتی است كه بسیار مورد توجه روان‌شناسان و علمای تعلیم‌و‌تربیت قرار گرفته است. با آن‌كه از زمان "میشل متنی" فیلسوف و مربی بزرگ فرانسه در دورة رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است، ولی در هیچ عصری به اندازة زمان ما بازی مورد مطالعه و تحقیق دقیق روان‌شناسان واقع نشده است. تحیقات جدید نشان داده است كه بازی تأثیر بسیاری در رشد بدنی و ذهنی كودكان دارد. بدن تنها وسیله‌ای است كه كودك به‌وسیلة آن می‌تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف ادراك كند.
بازی وسیلة طبیعی كودك برای بیان و اظهار «خود» است. آلفرد آدلر، روان‌شناس معروف، می‌گوید كه «هرگز نباید به بازی‌ها به‌عنوان روشی برای وقت‌كشی نگاه كرد». كاینست اظهار می‌دارد كه بازی كردن برای كودك مساوی است با صحبت كردن برای یك بزرگسال. بازی و اسباب‌بازی، كلمات كودكان هستند». اریكسون می‌گوید:«بازی عملكرد خود است. كوششی برای هماهنگ كردن فرآیندهای جسمی و اجتماعی با خویشتن.»
بازی، روش طبیعی شركت كودكان در فعالیت‌هایی است كه سرانجام سبب كسب مهارت و ورزیدگی برای مقابله با مشكلات زندگی می‌شود كودكان از طریق بازی احساسات، ناكامی‌ها و اضطراب‌های خود را بیان می‌دارند. همة كودكان فارغ از رنگ پوست و مو یا تعلق به نژاد و قوم خاص در هر كجای دنیا كه باشند، بازی می‌كنند. فعالیت بازی در واقع تلاش كودك برای كنار آمدن با محیط است كه از این طریق او خود را می‌یابد و دنیا را درك می‌كند.
پیاژه به این نكته اشاره می‌كند: «بازی اساساً یكی ساختن واقعیت با خود است. اگر بتوانیم بازی كودك را درك كنیم مسلماً قادر خواهیم بود كه افكار و عواطف آن‌ها را بشناسیم. بازی وسیلة خوبی برای درمانگر است برای درك بیشتر دنیای كودك».
به‌خاطر اهمیت بازی در زندگی انسان‌ها، به‌ویژه كودكان، روان‌شناسان از دیرباز آن را مورد توجه قرار داده‌اند، ولی به سبب ماهیت پیچیده‌ای كه دارد هنوز كاملاً شناخته نشده است و در مورد تعریف آن بین روان‌شناسان اختلاف‌نظر وجود دارد. لذا هر یك از آنان بازی را از جنبه‌های مختلف آن مورد توجه قرار داده و ملاك‌های متفاوتی را برای تعریف بازی به‌كار برده‌اند.
درمورد اهمیت بازی به‌طور خلاصه می‌توان گفت كه از راه بازی می‌توان ضوابط و مقرراتی به كودك آموخت و ناسازگاری‌های او را می‌توان اصلاح كرد. نابسامانی‌های او را سروسامان داده و به راه عقل و اندیشه و پذیرش انضباط انداخت.
تعریف بازی:
همة محققان علوم تربیتی بر این عقیده هستند كه تعریف قطعی و دقیقی برای بازی وجود ندارد. شاید یكی از دلایل آن این باشد كه همیشه بازی با كار آمیخته است و آن‌چه را ما كار می‌دانیم احتمالاً با طرز تلقی دیگر "بازی" نامیده می‌شود و بر عكس دانشمندان مسائل تربیتی ملاك‌های متفاوتی را برای تعریف بازی ارائه كرده‌اند. یكی از ملاك‌ها این است كه بازی را فعالیتی، بی‌هدف بدانید یعنی فعالیتی كه هیچ نوع نفعی برای فرد ندارد و هدف آن در خود آن است. به دنبال این نظر «كارل گروس» دانشمندی كه در زمینة روان‌شناسی كودك در مورد بازی بررسی‌های جالبی دارد و برای اولین‌بار به جنبة كنش بازی در بین سایر فعالیت‌ها توجه كرده، معتقد است كه بازی یك نوع كنش تمرینی مقدماتی و كمك‌كننده است برای فعالیت‌هایی كه فرد در آینده می‌خواهد انجام دهد.
«كارل بوملر» اصل لذّت را به‌عنوان ملاك تعریف بازی قبول دارد. اصل لذّت را در برابر اصل واقعیت قرار می‌دهد. بدین معنی كه كودك در ابتدای مسیر تحول خود از اصل لذّت پیروی می‌كند و بعدها از اصل واقعیت تبیعیت می‌كند، بدون آن‌كه اصل لذّت كاملاً از بین برود. پیاژه، روان‌شناس سوئیسی، بازی را تحت عنوان یكی ساختن واقعیت با خود تعریف می‌كند و برای شناخت بازی آن را با كار مقایسه كرده و برای تمیز این دو نوع فعالیت انسانی ۵ ضابطه برشمرده است:
بازی فعالیتی است كه هدفش در خود آن نهفته است، در حالی كه هدف كار در خارج آن قرار دارد.
بازی فعالیتی است كه انجام آن موجب خشنودی و خوشحالی بازی‌كننده می‌گردد، در حالی كه كار ضرورتاً خوشایند نیست.
بازی فعالیتی است كه فرد آن را اختیار می‌كند، در حالی كه كار خاصیتی اجباری و الزامی دارد.
بازی از قید سازمان آزاد و رهاست، در حالی كه كار معمولاً با سازماندهی همراه است.
بازی از كشمكش و پرخاش دور است، در حالی كه ماهیت كار گرایش آشكاری به‌سوی كشمكش و پرخاش است.
البته شاید در مورد بازی‌های آموزشی و انفرادی كودكان، بتوان پنج معیار ذكر شده پیاژه را صادق دانست، ولی در پاره‌ای از بازی‌ها مانند بازی‌های تقلیدی و نمایشی، نگرانی‌ها و اضطراب‌های كودكان به‌روشنی قابل مشاهده است.
اگر ورزش را با پنج معیار بسنجیم به این حقیقت می‌رسیم كه انواع ورزش‌ها دارای خصوصیات و صفات مشتركی هستند. اكثر ورزش‌ها نوعی سازمان را ایجاب می‌كنند و اطفال در ورزش مجبورند از قواعد و مقررات خاصی پیروی نمایند و نمی‌توان آن را جز بازی به معنی وسیع كلمه شامل انواع ورزش‌ها، مشغولیت‌ها و تفریحات است و به معنی دقیق شامل فعالیت‌هایی است كه عاری از هدف خارجی بوده؛ اختیاری، دلپذیر و فاقد سازمان می‌باشد. بنابراین می‌توان گفت "گرگم به هوا، قایم با شك و عروسك‌بازی، ساختمان‌سازی و ... بازی به معنی واقعی است.
وحید رواندوست، استادیار سابق دانشگاه شهید بهشتی، در تعریف بازی می‌گوید: «بازی عبارت از هر نوعی فعالیتی است كه برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجة نهایی صورت می‌گیرد. انسان به‌طور داوطلبانه وارد این فعالیت می‌شود و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست».
با توجه به تعاریف و نظرات گوناگون در مورد بازی، تعریف بازی این‌طور در ذهن من شكل گرفت كه: "بازی به مجموعه فعالیت‌های ذهنی و عملی گفته می‌شود كه كودك برای ارتباط با دنیای خارج از روی میل و اختیار انجام می‌دهد."
نقش بازی در رشد شخصیت كودكان:
- رشد هوشی:
یكی از فرضیه‌های روان‌شناسی این است كه بازی رشد هوشی را تسریع می‌كند. در تأیید این فرضیه نتایح پژوهش‌ها نشان می‌دهد كودكانی كه فاقد هرگونه اسباب‌بازی هستند و یا امكانات اندكی برای بازی دارند، به لحاظ شناختی از همسالان خود عقب‌تر هستند. علاوه بر این، فرزندان خانواده‌های كم‌درآمد نسبت به كودكان طبقة متوسط كمتر در بازی‌هایی كه به شكل «نقش بازی كردن» انجام می‌شود شركت می‌كنند. بنابراین بعضی از روان‌شناسان معتقدند یكی از دلایلی كه كودكان طبقة كم‌درآمد پس از ورود به مدرسه با مشكلات یادگیری روبه‌رو می‌شوند، این است كه كمتر بازی می‌كنند، بازی‌های آنان چندان پیچیده نیست و نسبت به بازی‌های كودكان طبقة متوسط از تنوّع كمتری برخوردار است. اگر بپذیریم كه بازی برای رشد هوشی اهمیت دارد، در این صورت آشنا كردن كودكان با بازی یكی از عواملی است كه رشد شناختی را تسهیل می‌كند.
«فیلیپس لون استیامن» كه یكی از مبلغان مزایای بازی است، برنامه‌هایی ترتیب داد تا كودكان خانواده‌های كم‌درآمد به اسباب‌بازی دسترسی پیدا كنند. به مادران نیز آموخته شد كه چطور با فرزندانشان و اسباب‌بازی آن‌ها بازی كنند. در این برنامه اسباب‌بازی وسیله‌ای‌ست برای تحریك كلامی و روابط محبت‌آمیز رشد شناختی را تسهیل می‌كند. شاید نتایج مؤفقیت‌آمیز این برنامه بیشتر ناشی از این جنبه باشد تا صرف وجود اسباب‌بازی‌ها.
به‌طور كلّی، كودكان پیش‌دبستانی بیشتر از راه حواس و یا بهتر بگوییم توسط ارگانیسم (خود) یاد می‌گیرند تا از تفكر منطقی. هر چند حواس مبنای فیزیولوژیك دارند، اما بازی بهترین مربی كودكان به‌شمار می‌رود. بعلاوه، بازی مهارت‌های كودكان را در نگاه كردن، انطباق چشم و دست، شناختن اشیاء، درك فاصله‌ها - فهمیدن مفاهیم مربوط به خود، بوها و مزه‌ها و مانند آن را افزایش می‌دهد. تمامی این فعالیت‌ها می‌باید ضمن بازی به‌گونه‌ای غیرمستقیم آموخته شوند.
عملكرد كودكان از طریق اعمال روانی - حركتی برای رشد و تكامل ذهنی آنان امری حیاتی است. كودك یك گیرندة طبیعی جستجوگر و كاشف و یك پردازش‌كنندة اطلاعات است. اما باید امكاناتی برایش فراهم شود تا بتواند به اعمال یادگیری بپردازد. با اشیاء تعامل كند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانایی‌های بالقوه و قابلیت‌های خود برای سازمان دادن به تجاربش، دنیای خارج را در ذهن خود بسازد. بنابراین، هرچه كودك یادگیرنده فعال‌تر باشد بیشتر یاد می‌گیرد و هر اندازه بیشتر یاد بگیرد، هوش او بیشتر رشد می‌كند و هر اندازه كه هوش او بیشتر رشد كند، بیشتر یاد خواهد گرفت. بازی واسطة یادگیری است. كودك در هنگام بازی، آزادانه آزمایش می‌كند و بر اساس نتایج آزمایش خود تجربه كسب می‌كند و از طریق بازی تجربیات خود را درونی می‌كند. برای مثال، كنجكاوی دربارة آهن‌ربا در پنج سالگی نگرش علمی را برای سال‌های بعد می‌پروراند.
كودك از طریق بازی به ۳ نوع یادگیری اساسی دست می‌یابد:
۱. یادیگری دربارة خود به انضمام رشد خودپندارة مثبت و احساس شایستگی.
۲. یادگری دربارة دیگران و جهان پیرامون و توانایی توسعة آگاهی خود نسبت به دیگران.
۳. یادگیری حلّ مسائل: كودك نیاز دارد اظهار نظر كند و كاوش نماید.
برای مثال، هر كودكی نیاز دارد كه از چگونگی كار آن‌ها آگاهی یابد و زمانی كه به كمك نیاز دارد، می‌تواند از دیگران كمك بگیرد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت كه دو عامل استعداد (فرصت و امكان یادگیری) و راهنمایی درست برای خوب یاد گرفتن ضرورت دارد؛ در بازی كودك فرصت پیدا می‌كند تا نیروهای بالقوه خود را به نیروهای بالفعل تبدیل كند و تحت راهنمایی‌های مناسب بر یادگیری خود بیافزاید.
بازی‌های ذهنی مثل شطرنج‌بازی، حلّ جدول‌ها و یا مسائل سادة حساب كه باعث رشد هوش، استدلال و شخصیت اطفال می‌گردند. در بازی‌های ذهنی كودك مجبور به فكر كردن، استدلال كردن و حلّ كردن مسائل هستند.
به‌طور كلّی می توان گفت كه نخستین پیروزی بزرگ انسان در یادگیری، كسب مهارت در به‌كار بردن حواس می‌باشد و كودك در بازی از طریق لمس كردن، دست مالیدن، به‌كار انداختن حواس بخصوص بساوائی، چشایی و بویایی حواسش را رشد و توسعه می‌دهد.
كودك از طریق بازی در واقع می‌تواند خود را بشناسد كه نقاط ضعف و قوت او چیست؟ آیا فرمانده است یا فرمانبر؟ تابع است یا متبوع؟ آرام است یا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد یا تسلیم؟ همچنین، بسیاری از صفات و خصوصیات كودك مثل شجاعت یا ترس یا مهر و خشم و ابتكار از طریق بازی است كه كشف می‌شوند.
- رشد اجتماعی:
بازی در رشد اجتماعی كودكان تأثیر چشمگیری دارد. كودكان اغلب برای اوّلین‌بار از راه بازی گروهی به ارزش كوذكان دیگر كه بدون آنان بازی مقدور نیست پی می‌برند. آنان یاد می‌گیرند كه چگونه از طریق بازی یكدیگر را قبول داشته باشند. دربارة قوانین بازی توافق كنند و گروهی به بازی بپردازند. مفهوم همكاری، پیروزی بر گروه رقیب، شكست، هم‌چشمی و برتری‌طلبی اغلب در بازی‌های جمعی و گروهی به رشد لازم می‌رسد. از طرف دیگر، كودك در ضمن بازی با رفتار بزرگسالان و نقشی كه خود او در آینده باید ایفا كند آشنا می‌شود و قدرت جسمانی-كلامی، ذهنی و استعداد خود در برقراری ارتباط با دیگران را گسترش می‌دهد.
از بعد رشد اجتماعی، تعامل در بازی با دیگر كودكان، كودكك را قادر می‌سازد تا تصورش را از خود و دیگران به‌صورت عام رشد دهد. كودكی كه بازی می‌كند نقش خود را به‌طور مرتب تغییر می‌دهد و مجبور می‌شود چشم‌انداز خود را نیز تغییر دهد. در بازی‌های گروهی كه در این مقررات و قواعد است بازیكن باید نقش دیگر بازیكنان را بداند - همان‌طور كه نقش خود را می‌داند - همچنین باید توانایی بر عهده گرفتن نقش دیگران را در خود رشد و توسعه دهد. كودك شروع به ارزیابی توانایی‌های خود در مقابل دیگرن می‌كند و هویت یا تصور از خود را بهبود می‌بخشد. بچه‌هایی كه بازی می‌كنند بیش از هویت خود یاد می‌گیرند. آن‌ها از طریق بازی كردن نقش‌های مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعی و معیارهایی را كه رفتار بازیگر را تنظیم می‌كند، می‌آموزند.
در بازی‌هایی كه دارای مقررات و قواعدی هستند، بازیگر باید یاد بگیرد كه به قواعد بازی، حتّی زمانی كه انگیزه‌های آنی او را به‌سوی یك رفتار كاملاً متفاوت سوق می‌دهد، تسلیم شود.
كودك در بازی یاد می‌گیرد كه چگونه در بین جمع زندگی كند. چه ضوابطی را برای زندگی در نظر داشته باشد. در درگیری‌ها، در معركة زندگی چه موضعی و چه راه و روشی را در پیش گیرد. بازی‌ها افراد را به مقررات و ضوابط زندگی آشنا می‌كنند، روح سازگاری را در افراد پدید می‌آورند، فنون زندگی جمعی را عملاً به طفل یاد می‌دهند. كودك در سایة بازی درمی‌یابد كه همیشه نمی‌تواند از طریق اعمال خشم به پیش برود. در همه‌جا نمی‌تواند عصبانی شود و نظرات خود را اعمال نماید. همه‌گاه نمی‌تواند دیگران را وادار به تسلیم خواسته‌های خود كند، بلكه در مواردی كه لازم است تسلیم خواسته‌های دیگران باشد بخصوص كه آن خواسته‌ها به‌حق باشند.
بازی به كودكان می‌آموزد كه زندگی یك داد و ستد است. در ازای دریافت خدمتی باید خدمتی برای دیگران انجام داد. اگر چیزی از كسی می‌گیریم باید چیزی هم متقابلاً به او بدهیم وگرنه اجتماع وجود ما را تحمل نخواهد كرد و بالاخره بازی افراد را وامی‌دارد كه تن به پذیرش و صلح دهند و دریابند كه همه‌گاه نمی‌تواند از راه جبر و فشار سلطه خود را بر دیگران اعمال كرد.
- رشد اخلاقی:
كودك هنگام بازی درمی‌یابد كه اگر بخواهد فرد قابل قبول به حساب آید، باید درستكار، راستگو، عادل و ... باشد. كودك هنگام بازی پی می‌برد كه خوب یا بد بودن یك عمل چگونه است و دیگران چگونه با او برخورد می‌كنند. برای مثال، در بازی دزد و پلیس كودك متوجه می‌شود كسی كه دزد است عمل بدی انجام داده كه منجر به تعقیب او به‌وسیلة پلیس شده است و درنهایت با دستگیر شدن و پذیرش تنبیه به زشتی و غیراخلاقی بودن دزدی صحه گذاشته و بر عدالت اجتماعی احترام می‌گذارد و در عین حال صفات و خصایلی كه كودك در تعاملات روزمره با همسالان و بزرگسالان كسب می‌كند، در بازی تكامل می‌یابد. از طریق بازی می‌توان نقایص فردی، اخلاقی و شخصیتی او را اصلاح كرد و فكر و اندیشة او را رشد داد. كودكی كه ترسو و بزدل است از طریق بازی می‌تواند شجاع و باشهامت باز آید. مثلاً بازی قایم با شك آن هم در شب خود می‌تواند ترس او را از تاریكی تعدیل كند و یا از بین ببرد، زیرا طفل ناگزیر است به گوشه‌ای بخزد، در تاریكی قرار و آرام گیرد. در ضمنِ بازی می‌توان كودك بدخوه را از این حالت بدخواهی به‌درآورد. حسّ برابری، تعاون، نوع‌دوستی و برادری را به او یاد داد.
- رشد حسّی:
فعالیت‌های اطفال در بازی باعث تقویت عضلات اعصاب و قلب آن‌ها می‌شود. اطفال به بازی مبادرت می‌ورزند زیرا كه آن‌ها از لحاظ بدنی سالمند. به عبارتی دیگر، فعالیت كودكان در بازی نشانة سلامت آن‌هاست و به حدّی این موضوع طبیعی است كه چنان‌چه كودكی بازی نكند، ما به این فكر می‌افتیم كه باید اتفاق ناگواری رخ داده باشد. اگر كودكان را از بازی كردن محروم سازیم، به احتمال قوی از آن‌ها خوشی را دور ساخته و بالطبع رشد آن‌ها را مختل نموده‌ایم. رشد ذهنی تا اندازه‌ای به رشد جسمی بستگی دارد.
به‌طور خلاصه، بازی بهترین فرصت را برای پرورش بدن، ذهن، شخصیت و منش آدمی فراهم می‌آورد.
نتیجه‌گیری:
با توجه به اهمیت بازی در رشد شخصیت و درمان مشكلات عاطفی و روانی اجتماعی و كودكان به این نتیجه می‌رسیم كه كودكان سخت به بازی نیاز دارند و ضرورت ارضاء این نیاز حتمی به نظر می‌رسد. در بیانیة جهانی حقوق كودكان كه از سوی سازمان ملل متحد تنظیم یافته است و نیز اعلامیة حقوق روانی كودك كه از سوی انجمن بین‌المللی و روان‌شناسی آموزشگاهی به تصویب رسیده، حقّ استفاده از فرصت‌های كامل برای بازی، تفریح و تخیل آزاد از جمله حقوق مسلّم كودكان شناخته شده است. بنابراین، برای ارضاء نیازها بر تمام والدین واجب است ضمن تدارك امكانات بازی برای كودكانشان خود نیز در بازی آن‌ها شركت داشته باشند.
پیشنهادات:
بازی برای كودك فرصت گران‌بها و امكانی برای شناخت محیط اطراف است. توجه داشته باشید زمانی كه كودك به تجربه و تمرین می‌پردازد در صورت مواجهه با سرزنش و خشم ناكافی، آثار نامطلوبی در او بر جای خواهاد ماند. اصولی كه در بازی كودكان باید رعایت شوند، عبارت‌اند از:
به كودك حقّ انتخاب نوع بازی داده شود.
فضای كافی برای بازی مورد علاقه كودك فراهم شود، زیرا در صورت نبود فضای مورد نظر حالات روانی آثار نامطلوبی بر كودك بر جای می‌گذارد.
اشیاء و اسباب‌بازی‌های متنوعی در دسترس كودك قرار گیرد تا او به راحتی به وسیلة مورد علاقة خود دست یابد.
نوع بازی‌های ارائه شده، خوشایند كودك باشد. در غیر این صورت، كودك از بازی كناره می‌گیرد.
در جریان بازی كودك آزادی عمل داشته باشد. در صورت تحكم بزرگسالان بازی برای كودك فشار و ناراحتی به‌همراه خواهد داشت.
سعی كنیم آن نوع از بازی را برای اطفال انتخاب كنیم كه در آن قصد اصلاحی و یا دادن هشداری باشد و بازی نیروی قدرت تفكر و مهارت‌های اجتماعی كودك را افزایش دهد.
در هر بازی سعی شود اصول و قوانینی حساب شده به كودك آموخته شود كه به‌عنوان ضوابط و اصول زندگی به حساب آیند.
بازی باید حالت طبیعی داشته باشد، نه تصنّعی زیرا در آن صورت كودك آن را برای خود دشوار و سنگین خواهد دانست.
نوع اسباب و وسایل بازی متناسب با شرایط سنّی كودك انتخاب شود.
متناسب با شرایط فرهنگی و موقعیت اجتماعی و محیطی كه كودك در آن زندگی می‌كند، وسایل بازی انتخاب شوند.
مطلب مرتبط :
شش بازی خلاق برای كودكان-Six creative play for children
آیا می دانید بازی های کودکان تاثیر بسیار زیادی بر هوش و استعداد آینده آنها خواهد داشت؟در این مقاله به شش نوع از این بازی ها می پردازیم
شن ‌بازی
وسایل مورد نیاز:جعبه شن یا رفتن به کنار ساحل
روش انجام کار:کودک دست‌هایش را داخل شن فرو می‌کند.وقتی خوب دست‌هایش پوشیده شد،از او بخواهید سعی کند تا انگشتان دو دستش از زیر شن‌ها همدیگر را بگیرند.همچنین از او بخواهید تا دست‌هایش را در زیر شن‌ها تکان بدهد.در مرحله بعد می‌توانید روی پاهای او را هم شن بریزید و همین فعالیت را با پاهایش انجام دهید.
اتوبوس،کشتی یا قطار
روش انجام کار:ممکن است برای عبور و مرور در شهر از یک وسیله نقلیه خاص استفاده کنید و از شیوه‌های دیگر استفاده نکنید.برای نمونه ممکن است با وسیله نقلیه شخصی به عبور و مرور بپردازید.اگر چنین است،یک روز به همراه کودک‌تان از وسایلی که معمولا از آنها استفاده نمی‌کنید (مثلا اتوبوس‌های عمومی‌یا مینی‌بوس) استفاده کنید و گشتی در شهر بزنید. مطمئنا کودک‌تان از این سفر لذت بسیاری خواهد برد و سفر فوق برای هر دوی شما آموزش پرباری خواهد بود.

ورزش کردن به همراه شعر خواندن
روش انجام کار:یک شعر جالب انتخاب کنید.آن را با صدای بلند بخوانید.هر شعری برای خود حرکت، آهنگ،ریتم و احساس دارد.در هر حال با کودک خود هنگام خواندن اشعار،حرکات جالبی به تناسب شعر انجام دهید.
افکار روشن
روش انجام کار:با کودک تان دراز بکشید و چشم‌هایتان را ببندید و به آرامی‌ صحبت کنید.بگویید که ما هر دو در سایه دراز کشیده‌ایم.سایه‌ای که خیلی دلپذیر است.نفس عمیق بکشید و احساس کنید در آرامش کامل هستید.تمام ناراحتی‌ها و غم و غصه‌هایتان را بیرون بریزید.نفس کشیدن را با خوشحالی ادامه دهید.نفس کشیدن و به ذهن آوردن افکار،احساسات خالص و بدون غم و غصه،افکار و احساسات ناخوشایند را از ذهن تان بیرون می‌کند و باعث می‌شود مملو از احساس شادکامی ‌شوید.به این ترتیب،شما و فرزندتان،احساس نزدیکی بیشتری با هم خواهید کرد.
منابع و ماخذ این مقاله:
۱. شاوپ، اولین، تفكر كودك است، ترجمه قاسم قاضی و نعمت كدیور، تهران ۱۳۶۶.
۲. قائمی علی، تربیت و بازسازی كودكان، انتشارات امیری ۱۳۶۳.
۳. مجلة پیوند، تابستان ۱۳۷۵.
۴. مجلة تكنولوژی آموزشی، سال ۷۵-۱۳۷۴ شمارة ۳، سال یازدهم.
برگرفته از سایت ایرانیان انگلستان

گردآوری:حسین نژاد و فروغی


دانشجویان روانشناسی کودکان استثنایی دانشگاه فرهنگیان

   


نظرات()

بانک مقالات آسیب شناسی گفتار و زبان

رسول علیدوستی - مرکز آموزش عالی علوم پزشکی وارستگان